نمىشود وخر را نيز در صحرا مىتوان گرفت چه صبر بر تشنگى ندارد وبعضي از مجتهدين گرفتن
آن را نيز منع كرده اند وجايز است برداشتن سگ شكارى وسگ كله وسگى كه محافظت
باغ وزراعت كند وبعد از يكسال از تعريف كردن انتفاع گرفتن از آنها جايز است
وضامن است بردارنده آنها قيمت متعارف آنها را هر گاه صاحب آنها پيدا شود واگر
طفل يا مجنون حيواني را بگيرند ولى ايشان يكسال تعريف مىكند وبعد از آن مخير است
با غبطه وصرفه طفل در نگاهداشتن آن حيوان ومالك شدن ونفقه يافت شده
لازم است ورجوع مىكند بر صاحب اگر در برابر آن عوض نباشد چون سوار شدن
أسب وشير دادن گوسفند وحيوان يافت شده امانت است تا يكسال وبعد از آن قصد
ملكيت مىتوان كرد وبعضي از مجتهدين نيز يكسال تعريف را در ضاله شرط نمىدانند
وبعضي گفته اند تعريف در گوسفند سه روز است آنگاه فروختن وتصدق كردن
به قيمت آن وضامن است هر گاه صاحب پيدا شود ونفقه دادن أو وضامن بودن
قيمت آن قسم سيم لقطه أموال وآن برداشتن هر مالي است ضايع جهت نگاه
داشتن از براي صاحب آن وبرداشتن آن مكروه است اگر چه اعتماد بر نفس خود
داشته باشد مگر آنكه ترسد كه تلف شود چه در اين صورت مكروه نيست واگر
اعتماد بر خود نداشته باشد برداشتن آن حرامست ودر بردارنده لقطه حرم مكة
عدالت شرط است پس اگر فاسق باشد برداشتن آن حرامست وعادل مخير است ميانه
نگاهداشتن يا به حاكم سپردن آن واگر فاسقى لقطه را بردارد حاكم از أو بر گيرد يا كسى را
همراه أو سازد كه تا يكسال تعريف آن كند وبعد از يكسال اگر آن فاسق قصد تملك كند
حاكم شرع به أو ميدهد وآنكه ضامن از أو بگيرد وآنچه در غير حرم مكة معظمه از صحرا
وبيابان يا در زمينهائى كه به حسب ظاهر مالك نداشته باشد پيدا شود از طلا ونقره وجواهر
واثر اسلام نداشته باشد يعنى اسم خداى تعالى يا رسول صلى الله عليه وآله يا يكى از أئمة
عليهم السلام يا يكى از پادشاهان مسلمان بر آن نقش نكرده باشند از كسى است كه آن را
يافته باشد اگر چه زيادة از يك درهم باشد واگر اثر اسلام بر آنها باشد يا در معموره باشد
وصاحب نداشته باشد مشهور ميانه مجتهدين آنست كه اگر زيادة از يك درهم بوده
باشد يكسال تعريف آن لازم است آنگاه اگر قصد تملك كند مالك آن مىشود واگر
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٢٥٣