Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 246

Contributors:

P.246
موكل را جهت سفاهت يا افلاس هر گاه وكيل كرده باشد در ماليات اما اگر مفلس يا سفيه كسى را وكيل كرده باشند در طلاق زوجه مثلا به منع حاكم وكالت أو باطل نمىشود هفتم آنكه موكل بنده شود مثل آنكه موكل كافر حربي باشد ومسلمانى أو را بگيرد وبنده كند چه وكالت أو در اين صورت باطل مىشود هشتم آنكه آن چيزى را كه وكيل جهت آن تعيين كرده باشد موكل خود آن را به فعل آورد نهم خائن شدن وكيل دهم گريختن غلامي كه آقا أو را وكيل كرده باشد يازدهم تلف شدن غلامي كه جهت فروختن أو وكيل تعيين كرده باشد دوازدهم به فعل آوردن موكل چيزى كه منافى وكالت باشد چون فروختن غلامي كه وكيل براي فروختن أو تعيين كرده بود ومىبايد كه وكيل اقتصار كند بر آنچه موكل تعيين كرده چه با تعدى از آن ضامن است اگر تلف شود وهر گاه وكالت در فروختن چيزى مطلق واقع شود تقاضا مىكند فروختن را به قيمت وقت در آن شهر به شرط آنكه كسى نباشد كه زيادة از قيمت وقت بخرد وآيا در اين صورت جايز است تسليم متاع بي آنكه قيمت را مشترى حاضر سازد يا نه در آن خلاف است ميانه مجتهدين أقرب آنست كه جايز نيست واگر وكيل كند أو را در خريدن وفروختن خريدن وكيل به جهت نفس خود حرام است واگر أو را وكيل كند در خواستن زن دختر خود را به جهت زن موكل نمىتواند ( 1 ) نكاح كرد ووكيل بي اذن موكل تعيين وكيل نمىتواند كرد مگر آنكه آن وكيل صاحب جاه باشد ( 2 ) يا آنكه آن چيز به جماعت محتاج باشد اما با اذن جايز است وهر گاه موكل وكيلي براي وكيل تعيين كند پس وكيل ثاني وكيل موكل است وبه مردن وكيل أول وعزل أو وكالت وكيل ثاني باطل نمىشود اما اگر گفته باشد كه ثاني نيز وكيل باشد به مردن أو وعزل أو باطل مىشود ( 3 ) ووكيل امين است ودر آنچه بي تقصير وتعدى أو تلف شود ضامن نيست واگر چه أو را به اجرت گرفته باشد وبا تقصير وتعدى وكالت أو باطل نمىشود وقول أو مقبول است در دعوى نمودن به آنكه عالم به عزل نبوده يا تفريط نكرده وتعدى از اذن موكل ننموده ودر تلف مال نيز قول أو مقبول است موقف دوم در چيزهائى كه قابل نيابت نيست وآنها هجده چيز اند أول وضو وغسل وتيمم كردن با قدرت چه با عدم قدرت جايز است نايب گرفتن جهت استعانت در آنها دوم نماز واجب در حال حيات سواي دو ركعت نماز حج واجب با تعذر آن چه در آن نايب مىتوان گرفت سيم روزه واجب
Footnote
( 1 ) در هر دو مقام اگر وكالت شامل خود وكيل بوده جايز است ومىتواند بلى در صورت عدم تصريح شايد كراهتى داشته باشد صدر دام ظله ( 2 ) صاحب جاه بودن مدخليتى ندارد مگر آنكه استظهار شود كه اذن موكل أو را شامل است چنانچه در حاجت به جماعت چنين است صدر دام ظله العالي ( 3 ) معلوم نيست صدر دام ظله