تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
قيمت آن را اگر قيمت داشته باشد قيمت روزى كه غصب كرده است هفتم غصب كردن غلام وخصى كردن أو چه قيمت خصيتين را با غلام ضامن است هشتم غصب كردن طلا ونقره وزرگرى كردن آنها چه غاصب ضامن مثل آنهاست به نقد بلد واجبست كه زرگرى كرده به صاحب بدهد واگر بشكند وبه صاحبش دهد قيمت زرگرى آنها را نيز ضامن است نهم غصب كردن شيره انگور وشراب شدن در دست غاصب چه غاصب قيمت آن شيره را ضامن است وآيا لازم است كه شراب را هم به صاحب آن دهد ميانه مجتهدين در اين خلاف است أقرب آنست كه آن را نيز بدهد واگر غاصب شراب را بدهد ودر دست صاحب سركه شود آيا رد مثل آن بر غاصب لازم است يا نه در اين نيز ميانه مجتهدين خلاف است اما اگر در دست غاصب سركه شود سركه را با تفاوت قيمت سركه وشيره انگور به صاحبش رد كند اگر قيمت آن سركه كمتر از شيره باشد دهم غصب كردن جنسي وبه كمتر از آن در قيمت ممزوج ساختن چه غاصب قيمت آن را ضامن است يازدهم غصب كردن طفل آزادى ودر نزد غاصب تلف شدن چه قيمت آن را ضامن است دوازدهم غصب كردن شراب جهودى كه پنهان خورد فصل سيم در أسباب ضمان بدان كه أسباب ضمان شصت وچهار امر است سى وهشت امر در فصول اجاره وعاريت وغصب مذكور شد وبيست وشش امر ديگر اين است كه مذكور مىشود أول فوت كردن مال غيرى را به نفس خود پس اگر غلام كسى مال شخصي را فوت كند بر ذمه أو ثابت مىشود كه بعد از آزادى بدهد وبعضي از مجتهدين گفته اند كه مولى از كسب غلام ميدهد دوم سبب تلف شدن آن چون كندن چاه در غير ملك خود به قصد افتادن چيزى در آنجا يا چيزهاى لغزنده در راه انداختن كه پاى كسى بلغزد ونقصانى به أو رسد سيم به اختيار زيادة ( 1 ) از قدر حاجت آب در ملك خود بستن با آنكه داند كه ضرر به غيرى مىرسد چهارم به قدر حاجت آب در ملك خود بستن با آنكه داند كه ضرر به غيرى مىرسد پنجم آتش به زراعت خود زدن با آنكه داند كه سرايت به زراعت ديگرى مىكند ششم باز كردن سر مشك آب يا ظرفى كه در آن روغن يا عسل يا دو شاب باشد تا آنچه در آنست
هامش
( 1 ) أحوط در آب در ملك خود انداختن وآتش به زراعت خود زدن ضمان است اگر چه زايد بر قدر حاجت نباشد ونداند كه ضرر مىرساند صدر دام ظله العالي