تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
دادن ده مثل آن چيز ثواب دارد وقرض دادن هجده مثل آن ثواب دارد وآنچه در بعضي روايات وارد شده كه صدقه دادن دو مثل ثواب قرض دادن دارد مراد از آن صدقه بر خويشان است وعلما چه اين صدقه بر ايشان أفضل از قرض دادن است ودر قرض دادن سه چيز لازم است أول ايجاب چون أقرضتك يا تصرف فيه يا انتفع به وعليك رد عوضه وآنچه بدينها ماند دوم قبول چون قبلت وآنچه دلالت بر رضاى بر ايجاب كند سيم آنكه واقع شود هر يك از ايجاب وقبول از جايز التصرف پس از ديوانه ومست ومفلسى كه حاكم أو را منع كرده باشد از مالش وطفلى كه پانزده سال نداشته باشد اگر مرد باشد واگر زن باشد نه سال نداشته باشد معتبر نيست وقرض دادن بنده جايز است وفرقى نيست ميانه ذكور وإناث وقرض دادن آنچه مثل داشته باشد جايز است اما آنچه مثل نداشته باشد دو قول است ووعده در قرض دادن معتبر نيست پس في الحال قرض دهنده مىتواند مال خود را بالتمام طلبيد واگر چه متفرق داده باشد موقف دويم در أموري كه به قرض دادن متعلق است بدان كه به قرض دادن بيست امر متعلق است پنج امر واجب وهفت امر حرام وچهار سنت وچهار امر مكروه اما پنج امر واجب أول رد كردن مثل آنچه گرفته باشد دويم آنكه هر گاه قرض گيرنده هم آنچه گرفته باشد يا مثل آن را رد كند قبول كردن قرض دهنده واجبست اگر چه نرخ مضاعف به هم رسانيده باشد واگر از مثل نيز متعذر باشد قيمت أو را در روزى كه رد مىكند بدهد واگر مثل نداشته باشد قيمت همان روزيكه به قرض گرفته بدهد سيم آنكه در خاطرش هميشه باشد كه آن را بدهد هر گاه قدرت به هم رساند چهارم آنكه اگر قرض گيرنده بگذارد كه سال بر آن بگذرد وطلا ونقره سكه دار باشد وبه نصاب رسيده باشد زكات بر أو واجبست پنجم آنكه سعى كند در دادن مال به قرض دهنده واما آن هفت امر حرام أول شرط زيادة ونقصان كردن در مقدار ووصف خواه جنس باشد كه زيادة ونقصان در أو حرام باشد مثل طلا ونقره وگندم وجو وآنچه به كيل ووزن در آيد يا آنچنان نباشد پس اگر شرط نباشد كه خانه خود را به اجاره به كمتر از اجرت واقعي دهند يا زيادة از اجرت واقعي يا آنكه هديه بياورد يا جهت أو كارى كند جايز نيست اما اگر زيادة بدهد بي شرط جايز است ودر بعضي أحاديث وارد شده كه جايز است عوض دراهم غله در أهم صحاح