الله أكبر بگويد واين دعا بخواند اللهم ادحر عنى الشيطان اللهم تصديقا بكتابك وعلى سنة
نبيك صلى الله عليه وآله اللهم اجعله حجا مبرورا وعملا مقبولا وسعيا مشكورا وذنبا
مغفورا پنجم آنكه در وقت جمره عقبه رو بجمره كند وپشت به قبله ششم آنكه دورى أو
از جمره در وقت رمى ده زرع يا پانزده زرع شرعي باشد هفتم آنكه آنسنگريزه را بر شكم انگشت
زهگير گذارد وبه پشت بند أول انگشت شهادت بيندازد هشتم آنكه آنسنگريزه را بر چيده
باشد نه آنكه سنگ را بشكند وبه سنگريزه هاى آن رمى كند نهم آنكه سنگريزه ها را از مشعر
الحرام بر چيده باشد دهم آنكه سنگريزها را بشويد يازدهم آنكه هر يكى از سنگريزه ها به مقدار
بند بالاى انگشت باشد دوازدهم آنكه هر يك از سنگريزها رنگى مختلف داشته باشد فعل دوم
از افعال ثلثه مناسك منى كه روز عيد بجا آوردن آن واجب است قرباني كردن است ودر آن ده
امر واجب است وشش امر سنت اما ده امر واجب أول آنكه قرباني گوسفند يا بز يا گاو يا شتر
باشد واگر غير از اينها را مثل أسب يا آهو قرباني كند آن قرباني صحيح نيست دوم آنكه اگر
قرباني گوسفند باشد كمتر از هفت ماهه نباشد واگر بز يا گاو باشد يكسال تمام كرده باشد
ودر سال دوم داخل شده باشد واگر شتر باشد پنج سال تمام كرده ودر سال ششم داخل شده
باشد سيم آنكه بيمار نباشد وكرى نداشته باشد ولاغر ولنگ وخصى وگوش بريده نباشد
وشاخ أو نشكسته باشد چهارم آنكه كل آن از يك شخص باشد پس جايز نيست كه ديگرى در قرباني
أو شريك باشد پنجم آنكه در وقت كشتن قرباني نيت چنين كند كه اين قرباني را مىكشم در
حج اسلام وحج تمتع از براي آنكه واجب است تقرب به خدا ششم آنكه نيت را مقارن أول ذبح
سازد اگر قرباني غير شتر باشد ومقارن أول نحر سازد اگر قرباني شتر باشد ونحر آنست كه
كاردى يا حربه در كويكه ميانه بيخ گردن وسينه شتر واقع است بزند هفتم استدامت حكمي
يعنى بر حكم نيت بودن تا آخر ذبح وتا آخر نحر هشتم آنكه خود مباشر كشتن قرباني گردد يا كسى را
نايب خود سازد ونيت چنين كند كه اين قرباني را مىكشم به نيابت فلان در حج اسلام وحج تمتع
از براي آنكه واجبست به اصالة وبر من به نيابت تقرب به خدا وأولى آنست كه هر دو نيت كنند
نهم قرباني كردن در روز عيد واقع شود اگر متعذر باشد در باقي أيام ماه ذيحجه جايز است
دهم آنكه بعضي از آن را تصدق كند وبعضي را خود بخورد وبعضي را هديه كند واما شش امرى
كه در قرباني كردن سنت است أول آنكه اگر قرباني گوسفند يا بز باشد بايد كه نر باشد واگر
جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١٢٩