تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
شاهباز غيرت حق از كمين زد پنجهء * زان كبوتر وار در يك گوشه مسكن كرده‌ام ره درين يك برج بي روزن نمودندم ولى * من بهمت ره برون از هفت روزن كرده‌ام برجى انگه چون دلم بل كز دل من تنگ‌تر * رشته‌ام گوئى مكان در چشم سوزن كرده‌ام برج قوس است اين ومن خورشيد سان بر عالمي * نو بهارى را ز آه سرد بهمن كرده‌ام اين نه بس آهنگر آوردم نويد بخت‌بد * گفتمش بر گردن از خونى بگردن كرده‌ام مسند خورشيد زرين تخت مىزيبد مرا * حال را من تكيه بر كرسي آهن كرده‌ام در گريبان سر فرو برد اژدهاى هفت سر * تا من اين مار دو سر در زير دامن كرده‌ام پند بيزن ميكنندم عرض در چاه ستم * نى منيزه ديدم ونى جرم بيزن كرده‌ام صبر بازوى تهمتن دارد از روى قياس * قوت مخلص ببازوى تهمتن كرده‌ام همدمانم هر يكى در شغل ومن در بند حبس * حاش للّه زين سخن تنها گنه من كرده‌ام كار برعكس است ورنة خود كه روز بد كشد * شغل اشراقي كه من بر وجه أحسن كرده‌ام ناوك چرخ ستمگر بگذرد روشن ز پشت * گرچه روى صبر را از سينه جوشن كرده‌ام