گرديد .
پسر ناصر الدوله ابو تغلب كتاب اغانى را مشترى شد ، از براى او به ده هزار درهم خريدارى كردند ، وقتى كتاب را ديد اظهار نمود به فروشندهء كتاب ظلم شده است چه حق او ده هزار دينار بوده [ است ] .
ابو الفرج غالبا چركين بوده ، لباسهاى او شسته نمىشد تا از شدّت چرك مندرس و تباه مىگرديد . وضع كثافت غالبا اسباب نفرت اشخاص بوده كه با او معاشرت مىكردند ، بعضى مانند وزير مهلبى كه در امر ظرافت افراط مىنموده ، چنانچه گويند بر سر سفره در طرف راستش غلامى مىايستاده با سى قاشق از بلور و غلام ديگر در طرف چپ ، هروقت وزير مهلبى با قاشق بلورين غذايى تناول مىكرده قاشق را به غلام دست چپ مىداد و قاشق جديدى جهت تناول لقمهء ديگر مىگرفته و پس از تناول لقمه باز به غلام مىداده كه مبادا قاشقى را كه در دهان كرده در ظرف خوراك فروبرد يا دومرتبه در دهن كند . با اين وضع مواظبت به نظافت و پاكيزگى ، با ابو الفرج كه نهايت كثافت داشته و مراقبتى از خود نمىكرده ، چنانچه از دهن او لقمه نيمجويده در ظرف خوراك مىافتاد و اعتنايى نمىكرد ، فقط وزير مهلبى در چنين حالتى ظرف او را امر مىكرد از سر سفره بردارند و ظرف ديگرى از همان خوراك جلو او گذارند ، محض مراتب دانش ابو الفرج ، وزير تحمل كثافت او را مىنمود و چون نظير اينگونه مكرر در سر سفرهء مهلبى واقع شد ، مقرر كرد دو سفره جهت او بگسترانند يكى عمومى و ديگر مخصوص . بااينحال احترام كه مهلبى از ابو الفرج داشت باز ابو الفرج عادت خود را كه بدگويى بود در حق مهلبى مرعى مىداشت و مهلبى را هجو كرده است .
اين ابو الفرج اصفهانى غير از ابو الفرج كاتب رازى است كه انشاى ديوان عضد الدولهء ديلمى به عهدهء او بود ، و در اسم و كنيه و نسب و شأن و مسلك و
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٨١