تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
اعلاى او از منشيان صاحب شأن بوده . مير عماد به مناسبت معاشرت با عماد الملك كه يكى از بزرگان معروف بوده با لقب عماد مشهور گشت . ابتدا مير عماد در قزوين به اكتساب علوم پرداخت و چون بهره وافى يافت به تعليم خط متوجّه گشت . ( مؤلف )
شرح
( 193 ) - با آنكه كشته شدن مير عماد را از تحريك شاه مىگفتند ، باز چون صبح ، شاه اين خبر بشنيد اظهار تأسّف كرد و فرمود تا جارچىباشى ندا درداد در كوچه و بازار اصفهان كه كشندگان مير عماد مصون خواهند بود بيايند تا از انعام شاه بهره‌ياب گردند ، قاتلان مير عماد به طمع مال افتاده ، حاضر گشتند ، شاه‌عبّاس حكم داد تا ميرغضب شاهى ، آن‌ها را چهارپارچه نموده ، عبرت مردمان گردند . ( مؤلف ) ( 194 ) - [ جسد مير را نخست ] در قبرستان مرزغان حوالى محلّهء طوقچى ( تخم‌چين ) به خاك سپردند و پس از او آورده در محلّه‌اى كه حاليه مشهور به " ظلمات " است در مسجد مقصود بيك مدفون ساختند . در اين مسجد كه محراب و اطراف محراب او تمامى با كاشى معرق طلايى بوده است يك‌تن ديگر مشهور به امامزاده عسكر مدفون است . ( مؤلف ) ( 195 ) - « دم داشتن » از اصطلاحات زمان صفويه است كه اهل تسنّن را « دمدار » مىناميدند و « دم‌دراز » عبارت از تعصّب آن‌ها بوده . ( مؤلف ) ( 196 ) - از اين قرار كه حاجى خواب ديده بود لباس آلوده به قاذورات دارد و هرچه در آب ، آن را شست‌وشو مىدهد پاك نمىشود ، اين خواب را به كسى اظهار نكرده بوده است و مىخواسته است از تعبير آن آگاه شود ، تا موقعى كه عبورا درب مدرسه نيم‌آورد سواره مىايستد و ملّا حسن را احضار مىكند جهت توبيخ ملّا حسن ، در به دو ملاقات اظهار مىكند كه تعبير خوابى كه ديدى اين است كه فلان مال مخصوص كه مدّتى مىباشد تصرف كرده‌اى و مىخواهى آن را به يك عنوانى جهت خود حلال سازى ، ممكن نيست حلال شود . حاجى وحشت مىكند و مىگويد : كى اين خبر را براى تو آورده است . [ ؟ ! ] ( مؤلف ) ( 197 ) - « نامش محمّد ، لقبش رفيع الدّين ، نام پدرش سيّد حيدر ، او جدّ مرحومين سيّد حسين