تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
خداوند دادور و نگهدار و بادهش و پوينده ( جفاكش ) كه او را خداوند روشن باشد و بتواند بدكيشان و خشم‌كنندگان را از او باز دارد . توضيح : كلمه‌ى كاو در زبان سنسكريت معانى زير را دارد : نام حيوان معروف و آنچه به آن تعلق دارد چون شير و گوشت و چرم و غيره ستارگان ، تازيانه برق ، شعاع الماس ، واژه ، مادر ، آب چشم ، موى بدن ، خورشيد ، شماره 9 خواننده ، ماه ، خانه ، و غيره و غيره . نامهاى زياد از آن تركيب شده‌اند در فارسى گاوميش و كوسپند ، گورنگ ، گودرز ، گاوه و غيره و در زبان سنسكريت ، كوپال ، كووند و غيره ، از گيوش اروا با روان كاو در اين يسنا مقصود روان جهان تن است در جهان پديدخواه جمادات يا نباتات يا حيوان با كرات آسمانى و ستارگان چيزى نيست كه در تحت شعاع روان گاو يعنى روان جهان نباشد . گات‌ها ( سرودهاى زرتشت ) ، ص 26
شرح
( 159 ) - زمان كاوه برحسب اقوال مورخين سال‌هاى قبل از آمدن اسكندر به ايران بوده است . درفش كاويانى كه متعلق به او است قبل از اسكندر ظهور داشته ، از زمان غلبهء اسكندر و استيلاى اجانب و دشمنان ايران و علامت افتخار ايران « درفش كاويان » تا زمان ساسانيان قرن‌ها گذشته هيچ جز در اين اثنا از اين درفش نداريم ، ليكن زمان ساسانيان باز عرض اندام مىكند و روى سكّه‌ها مىآيد و بالاخره در انقراض ساسانيان و استيلاى عرب به دست عرب نابود مىگردد . در زمان غلبهء اسكندر چطور شد در اين چند قرون كجا بود ؟ ( مؤلف ) ( 160 ) - شهر قديم ايتالى كه در سال 79 مسيحى به واسطهء آتش‌فشانى كوه وزود ، به‌كلى در زير سنگ و خاكستر پنهان گرديد . ( مؤلف ) ( 161 ) - گويا مرحوم جناب قصد داشته در اينجا تصويرى از مجلهء كاوه را نمايش دهد كه متأسفانه در اصل دست‌نوشته‌ها موجود نيست . ( 162 ) - بيوراسب كه عرب آن را ضحاك گويد " ازدهاق " بوده ، از تبديل حرف ميانه سين و زاء به ضاد ، و هاء به حاء ، و قاف به كا ، حاصل شده . ( مؤلف ) صاحب برهان مىنويسد : اسم ضحاك ، ماران‌بيور ، بر وزن صبور بود ، و چون قبل از