شرح
( 147 ) - « بهطورى كه از سالنامه پارس - سال 1309 ص 195 - برمىآيد در شوال - ذىالقعده سنهء 1345 به انتشارش پرداخت و تا آخر عمر مرتبا هر هفتهاى دو يا سه شماره با استثناى بعضى از ايام منتشر نمود كه شماره آخرين آن 3231 از سال 26 و در 19 صفر 1371 مطابق با 27 آبان 1330 شمسى سه روز قبل از وفات او منتشر شد . » محمد صدر هاشمى : جرايد و مجلات ، ج 3 ، ص 16 .
( 148 ) - مجلهء عالم اسلام " 10770 " و نيز مجلهء كاوه شماره 23 تاريخ 28 ذىقعده 1335 سال دوم . ر . ك پيدايش خط و خطاطان ص 3 - 182 .
( 149 ) - على رضا را فرزندى موسوم به بديع الزمان بود كه علاوه بر صفت پدر ، داراى مراتب فضل و كمال و به اخلاق حميده و ملكات پسنديده آراسته و از طرفى داراى طبع و فصاحت كلام بود . همانجا ، ص 186 " .
( 150 ) - مؤلّف كتاب " بستان السياحه " ، وفات وى را چندى قبل از حادثه اصفهان و حملهء افاغنه گفته است . براى اطّلاع بيشتر ر . ك " بستان السياحه " ، ص 64 .
( 151 ) - مرحوم محمّد على فروغى آثارى از خود به يادگار گذاشت از آن جمله : سير حكمت در اروپا ، حكمت سقراط ( ترجمه از فرانسه ) ، آيين سخنورى ، سماع طبيعى ، پيام فرهنگستان ، علم ثروت ، آداب مشروطيت ، تاريخ ايران و چندين اثر ديگر . براى اطلاع بيشتر ر . ك : دكتر كتابى : رجال اصفهان ، ص 3 - 422
( 152 ) - فرزند آقا محمّد مهدى ارباب ، در بدايت حال از اصفهان به طهران مهاجرت كرد . در نظم و انواع شعر از قصيده و غزل در رباعى و غيره مهارتى داشت ليكن در فنّ نثر يد بيضايى نمود كه رسم انشا را در ايران حقيقتا منقلب ساخت و بدون گزافگويى نابغهء فنّ نثر بوده ، آثار قلمى او بسيار است . از آن جمله كتبى است كه اعتماد السلطنه نوشته ، و برحسب آنچه معروف است آنها را فروغى تحرير مىكرد ، مجملا هريك از نوشتهجات او در ميانه نوشتهجات بسيار مانند ستاره درخشان ، گواهى قلمى او را مىدهد كه احدى ترديد نمىكند و همهكس مىشناسد . ( مؤلف )
( 153 ) - بيانات منبريش مورد توجّه و چاپ شده رسالهء مختصرى است ( به مانند