سلطنت ، داراى ده هزار اسب بود ، و در پهلوى ، ده هزار را ، بيور بر وزن زيور مىگفتهاند ، مشهور شد به بيوراسب .
صاحب فرهنگ [ مىگويد ] اژدها ، مار بزرگ ، و ضحاك را اژدهاك مىگفتهاند . پدر را كشته و بسيار خونهاى ناحق ريخته و او را اژدها مىخواندند ، پس عربها ازدهاق خواندند و معرّب كرده ، ضحاك شد . . . اصح آن است كه اژدهاك ، لغتى است كه در اژدها يا اژدها مخفّف آن است .
شرح
( 163 ) - از علماى طراز اول نجف بود . ( مؤلف )
( 164 ) - ابتدا در كرباس يا حوض كرباس توطّن داشته است كه از توابع هرات است و به آن معروف شده است و در آنجا جهت طايفهء شيعه امامت جماعت مىكرده است به حكم پادشاه وقت ، پس از آن مهاجرت و اقامت در كاخ مىكند از توابع خراسان است . ( مؤلف )
( 165 ) - مانند مدرسه حاجى حسن و كتابخانه او و موقوفهء مدرسه كه در مشهد باقى و معروف است . ( مؤلف )
( 166 ) - حاجى و خانواده او در امر معاش مقتصد بودهاند هر نفرى ناشتايى صبح نصف نان داشته نانخورش ناهار يك روز ، دوغ و روز بعد ، پنير بوده و در هفته يك شب پلو مىپخته ، برحسب نقل يكى از اهل خانواده او . ( مؤلف )
( 167 ) - حتّى اينكه نوشتهاند هريك از نمازهاى يوميه خود را به چندين وجه مكرر مىكرده و با اين حال وصيّت نموده است كه تمام نمازهاى او را قضا كنند . ( مؤلف )
( 168 ) - وقتى اشارات را نوشته بود روزى در ميان جمعيّت كتاب را سردست گرفته بود و اظهار داشته بود كه ابن سينا اشارات نوشته ما هم اشارات نوشتيم ، امّا آن كجا و اين كجا ، در اثر اين تنافس ، كار كتاب اشارات حاجى به حاجى رسيد كه قيمت بازارى او از قيمت وزن كاغذ عطارى كمتر رسيده بود و ديگر كتاب " نخبه " او معروف است . ( مؤلف )
( 169 ) - آمحمّد مهدى در سادهلوحى معروف بوده است ؛ حتى وقتى بعضى از علماى اصفهان مجلّه درست كردند كه به همين علت جلوگيرى از مداخلات او در امور شرعيه بشود . در يكى از قحطىهاى شهر ، مردم پيش او شكايت كرده بودند . جمعيّت را دعوت