تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
نيشابور شود مىگويد : " مردم شهر نزديك قاضى صاعد آمدند و گفتند كه ايشان چون شنيدند كه امير نزديك نيشابور رسيد خواستند كه خوازها ( آلتى بوده است كه در عروسىها و جشنها مىزدند ) زنند و بسيارى شادى كنند ، رئيس گفت نبايد كرد كه امير را مصيبتى بزرگ رسيده است به مرگ سلطان محمود انار اللّه برهانه . . . " ر . ك همان‌جا ، ص 44 " و اما اين شخص بعدا از نيشابور به هرات رفته و خاندانش در آنجا شهرت و رياست يافتند . " " ر . ك . صفا : تاريخ ادبيات ايران ، ص 65 " به‌طور كلى اين خاندان به دو شعبه تقسيم شدند ، شعبه‌اى در هرات سكونت گزيد و شعبهء ديگر به اصفهان رفت ، اعضاى هر دو شعبه رياست حنفيان را برعهده داشتند . مؤلّف " عتبه الكتبه " كه خود در همين دوره مىزيسته است در مورد اين خاندان مىگويد : " پوشيده نيست كه از خاندان صاعديان در اشتهار مآثر و فضائل و اشتمال بر مفاخر و محامد چه صيت منتشر شدست و همواره اكابر و اماثل آن خاندان مذكور مشهور به صدر و جلايل اعمال دين بوده‌اند و مراصد و مراتب مرقوق داشته و ملوك و سلاطين اسلاف ما به روزگار ايشان تقرب و تيمن نموده و ترتيب و تقويت ايشان به فال داشته و ما از مبدا طلوع رايت دولت الى يومنا هذا اقتدار درين معنى به اسلاف خويش داشته و هرگز آن خاندان را از اعزاز و تبجيل خالى نگذاشته . " " ر . ك . عتبه الكتبه . تصحيح عبّاس اقبال ، تهران 1329 ، ص 10 " چنانچه پيش‌تر اشارت رفت دسته‌اى از خاندان صاعدى به اصفهان آمدند ، اينكه اين دسته دقيقا چه زمانى آمدند و علّت و انگيزهء آمدن آن‌ها چه بوده به‌درستى معلوم نيست اما آنچه مهم است اين خاندان در محلهء جوبارهء اصفهان كه يكى از محلات معروف اصفهان در آن زمان بوده اقامت گزيدند . ازآنجايىكه صاعديان تماما حنفى مذهب بوده‌اند لذا منازعات و مشاجرات زيادى ميان آن‌ها و خاندان خجندى كه در محلهء دردشت اصفهان سكونت داشته‌اند رخ مىنمود كه در اين خصوص منابع اين دوره اشارات چندى نموده‌اند . و اما اساسا