صاعديان نيز مانند خاندان خجندى ذوق سليمى در سرودن شعر داشتهاند و آنها نيز نه تنها ممدوح شعراى بزرگى چون جمال الدّين عبد الرزاق و فرزندش كمال الدّين اسماعيل بودند . بلكه خود نيز در تربيت شعرا نقشى فعال داشتند بهگونهاى كه دولتشاه سمرقندى در بيان احوال خلاق المعانى كمال الدّين اسماعيل مىگويد : " و اكابر صاعديه به ترتيب كمال الدّين اسماعيل مشغول شدند . " " ر . ك . تذكره دولتشاه سمرقندى . ص 113 "
شرح
( 137 ) - . . . " آن كتاب را شهنشاهنامه نام نهاد و نسختى از آن به حضرت سلطان اسلام فتحعلى شاه صاحبقران آورد مورد الطاف تازه و اشفاق بىاندازه شد ولى نسخهء آن كتاب انتشار نپذيرفت و در اغلب تذكرههايى معاصرين كه شرححالى از وى نوشتهاند اشارتى به اين كار نكردهاند . فقير نسخهاى از آن كتاب به دست آورده و تيمنا و تبركا بعضى اشعار آن را درين دفتر ثبت كرده كه به اين دستآويز اجرى دريابد و نام و نشان آن كتاب نيز مشتهر شود . مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 2 ، ص 674 " و نيز ر . ك . ريحانة الادب . ج 2 .
ص 453 و نيز : الذريعة ج 13 : 20 .
( 138 ) - اوّلين استخدام دولتى حاج محمّد حسين خان ، ترازودارى جهت كشيدن جنس غلهء خالصهجات رويدشت بوده است ، به موجب مكتوبى كه به حاج ملا عبد اللّه هرندى در جواب توسّطى مىنويسد : اين شخص قابل توسّط شما نيست چون وقتى كه ترازودارى در دهات خالصه مىكردم شبى منزل او بودم و ديدم ظلم و اذيت بسيارى به يك نفر بيچاره و عيال او كرد و هر قدر من التماس كردم ، جلوگير نشد و از ظلم خيلى اظهار خرسندى مىكرد . از آنوقت منتظر بودم كه هروقت توانستم از او ، انتقام آن بيچارهء فقير را بگيرم ، به اين سبب ممكن نيست از او بگذرم . ( مؤلف )
( 139 ) - بيت اول اين رباعى به قرار زير است :مشكل شده كارم ز تو ، درد دلم اين است * آگه نهاى از درد دلم ، مشكلم اين است( 140 ) - در تحفه العالم در اين مصراع به جاى " ظلم " كلمهء " شوق " آورده شده است .
( 141 ) - در تذكره نصرآبادى در خصوص اين شعر وى ، مىخوانيم :