تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
شرح
( 135 ) - ابن خلّكان نوشته اولاد دخترى صاحب ( از سادات گلستانه اصفهان ) هنوز متولى و مواظب مقبره او مىباشند و از آن نگاهدارى مىكنند ، در اين اواخر آثار انهدامى بر او تارى شده بود و نزديك بود مانند قبر ابن مسكويه و شيخ ابو مسعود و شيخ يوسف بنّاء و حافظ ابو نعيم و اسعد ابو الفتوح محو گردد ، حاج محمّد ابراهيم كلباسى از علماى اصفهان كه نزد عوام الناس به زهد و عبادت معروف بود به آنجا توجّه كرده تعمير نموده و اغلب به زيارت قبر او مىرفت كه اثر فعلى قبر صاحب ، از اقدامات كلباسى مىباشد . ( مؤلف ) ( 136 ) - صاعديان از علما و فضلاى نيشابور بوده‌اند و در دوران سلاطين غزنوى در خراسان شهرت فراوان داشتند ، سابقهء شناخت ما از اين خاندان به زمان سلطان مسعود غزنوى و مطلبى كه ابو الفضل بيهقى مورخ مشهور آن عصر بيان كرده باز مىگردد . مؤلّف مزبور در خلال مطالب خود ، از مجلسى كه با شركت فقهاى قضات و علماى نيشابور تشكيل شده بود و سلطان مسعود غزنوى در آن حضور داشته سخن مىگويد ، و دربارهء سلطان اين‌گونه اظهار مىدارد كه : " و آن اقبال كه با قاضى و بو محمّد و بو بكر اسحاق محمشاد كرد بر كس نكرد " ر . ك : تاريخ بيهقى ، ص 9 - 8 " همين مؤلّف در يكى دو جاى ديگر از كتابش به مناسبت‌هايى باز از قاضى صاعد سخن مىگويد ، و لذا طبق اين سند ، قاضى صاعد نخستين فرد از اين خاندان است كه مىشناسيم و شايد بتوان گفت اطلاق نام صاعد بر اين خاندان مأخوذ از نام همين قاضى صاعد و يا نام يكى از اجداد وى باشد . لذا بنا بر آنچه در " تاريخ بيهقى " آمده است ، خاندان صاعدى نيشابور از مدّت‌ها قبل از آنكه سلاجقه بر مسند قدرت تكيه زنند در نيشابور قدرت داشته‌اند و منصب قضاى آن شهر را كه از مهمترين مناصب در آن عصر بشمار مىآمده را برعهده داشته‌اند . لازم به توضيح است كه اين خاندان علاوه برداشتن سمت قضاوت رياست بلدى شهر نيشابور ، را نيز برعهده داشته‌اند ، به‌طورى كه مىبينيم ، بيهقى درضمن گفتگو از پيروزىايى كه امير مسعود غزنوى در جنگى به دست آورده بود و قصد داشت وارد شهر
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 719 | مير سيد على جناب