تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
آنجا به ترتيب مخصوص با جام‌هاى منقّشى كه آنجا هست خود را شست‌وشو مىدهند ، و عقايد ديگرى نسبت به شيخ دارند . ( مؤلف )
شرح
( 126 ) - از جمله اشعار شيخ بهاء الدّين محمّد :گوى دولت آن سعادتمند برد * كو به پاى دلبر خود جان سپرد سهل باشد در ره فقر و فنا * گر رسد تن را طبيب ، جان را عنا رنج راحت دان چو شد مطلب بزرگ * گرد گله طوطياى چشم گرگ كى بود در راه عشق آسودگى * سربه‌سر درد است و خون پالودگى غير ناكامى در اين ره كام نيست * راه عشق است ، اين ره حمّام نيستو نيزمىكشد غيرت مرا غيرى اگر آهى كشد * ز آنكه مىترسم كه از عشق تو باشد آه او* * * و نيزدين و دل به يك ديدن باختيم و خرسنديم * در قمار عشق اى دل ، كى بود پشيمانى زاهدى به ميخانه سرخ‌رو ز مى ديدم * گفتمش مبارك باد ارمنى مسلمانى زلف و كاكل او را چون به ياد مىآرم * مىنهم پريشانى بر سر پريشانى