هو شمس الدّين حسن » و پس از شرح مختصرى راجع به فضائل و كمالات او چنين آورده :
تا گشودى گره ز زلف دراز * گره از كار عاشقان شد باز
گه به دل گه به ديدهاى ساكن * تا چه خواهى از اين نشيب و فراز
مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ص 248 .
شرح
( 119 ) - اصل ايشان از آذرجان اردستان ، خود را از احفاد اتابكان آن مىدانند . در بلوك سميرم سفلى منزل كردهاند . خود شهاب و عمويش ميرزا محمّد حسين و پدرش ملا محمّد چهارمحالى و جدش ملّا ملك احمد منصب قضاوت عسكر داشتند . از طرف محمّد شاه ، ميرزا نصر اللّه شهاب مأمور شد كه وقايع زمان را بهطور شاهنامهء فردوسى منظوم سازد . در سنهء هزار و دويست و پنجاه و هفت به طهران احضار شد و تا آنوقت ده هزار بيت گفته بود كه داراى لقب تاج الشعرايى شد . حاج ميرزا آغاسى او را فرزند خطاب مىكرده [ است ] . ( مؤلف )
( 120 ) - مجتهدى مشهور و مدرسى معتبر بود و احيانا دعوى تقدم بر معاصرين مىفرمود بر قوانين و رياض تعليقات نوشته و تصنيفات ديگر نيز به يادگار گذاشته . " المآثر و الآثار ، ص 146 "
( 121 ) - مير سيّد محمد شهشهانى در مسجد ذو الفقار به امامت مىپرداخت . وفات او به سال 1287 قمرى اتفاق افتاد . ر . ك . سيد محمد باقر كتابى : رجال اصفهان ، ص 134
( 122 ) - دستنوشتههاى مرحوم به اينجا كه مىرسد ناقص است . در خصوص تكميل آن در " گنجينهء آثار تاريخى " مىخوانيم : كتيبهء زيباى اين سردر كه از آثار بسيار نفيس تاريخى در شهر اصفهان است و به خط ثلث با كاشى سفيد معرق بر زمينهء لاجوردى در دو قسمت نوشته شده بشرح ذيل است :
« الحمد لله الذى نور صوامع الانس و خوانق القدس به مصابيح وجود الاولياء من الذين