تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
شرح
( 104 ) - دهقان كسانى بوده‌اند كه از تواريخ و علوم با اطّلاع بوده‌اند و در مطالب علميه ، مرجع اهل وطن خود مىشدند و به اين سبب ، اين‌ها طرف احترام و اهميت بوده‌اند . ( مؤلف ) ( 105 ) - تصوّر مىشود منشاء اين ميل ناگهانى انزجارى بوده است كه از وضع تضيقات معموله به‌عنوان مذهب زرتشت غالبا داشته‌اند . ( مؤلف ) ( 106 ) - سلمان با يهودى قرار مكاتبه مىگذارد و حضرت ختمىمرتبت هم در پرداخت وجه مكاتبه با او مساعدت مىكنند تا آزاد مىشود ، ابن اثير و حافظ ابو نعيم و قطب راوندى و مافروخى و جماعتى او را صريحا اهل اصفهان نوشته‌اند دسته‌اى هم از مورخين او را از اهل فارس مىنويسند كه در آن‌وقت اطلاق بر بلاد جبال مىشده و مركز آن اصفهان بوده . ( مؤلف ) ( 107 ) - سلمان حكايت كرده كه زنى از اهالى اصفهان قبل از من مشرف به اسلام خدمت خاتم النبيين شد و من بعد از آن زن مشرف به اصفهان شدم . ( مؤلف ) ( 108 ) - نزديك شهر قدس شريف مقبره معروفى است به اسم سلمان عجمى و در كتيبهء آن سلمان منا آل البيت نقش شده و وضع آن مجلل‌تر از مقبرهء بغداد است اگرچه آن هم در اين ايام داراى دكاكين و مهمان‌خانه و جمعيّت شد ( منقول از آقا شمس الدّين هرندى ) . ( مؤلف ) ( 109 ) - شاه‌طهماسب يكى از پادشاهان بافضل و كمال ، خطوط مختلفه را نيكو مىنوشته خط ثلث و نسخ را خوش مىنوشته ، با وجود سلطنت از نگاشتن خطوط آسوده نمىنشسته . ( مؤلف ) ( 110 ) - در روضات [ الجنات ] اين رباعى را با اندك تغييرى در الفاظ از ملا قطب شيرازى نقل كرده و نسبت به شاه‌طهماسب نقل از مجمع الفصحاء شده . ( مؤلف ) ( 111 ) - تنبان ، شلوارهايى بود دهان‌گشاد مانند شلوارهاى لُرى و هريك از دو شاخهء آن را يك پاچه مىناميدند . ( 112 ) - " مرد صاحب فضل و ذوفنون بود ، در اصفهان روزگار دولت اتابك شيرگير او را