شرح
( 87 ) - عقايد طبقهء متوسط و پائينتر نسبت به حاج سيّد محمّد باقر ، به حدّ غلو بوده است ، زيرا كرامات و خوارق عادات و حكايات نادره ، هركس از كسى در خاطر داشته ، به او نسبت مىداده است . چنانچه از ملاحظه اوصافى كه صاحب " روضات الجنات " به مناسبت ارادت مردم به سيّد رشتى نسبت داده است ، واضح مىگردد . ليكن بزرگان آن عصر ، از طراز اول طبقات مختلف برعكس اين عقايد ، داستانها نقل كردهاند . ( مؤلف )
( 88 ) - در اثر ملّا دوستى حاج محمد حسين خان [ بيگلربيگى ] و خانواده او و بست و مأمن شدن حريم خانه و مسجد ملّاها ، محفوظ ماندن اشرار و الواد هر محل در زير حمايت ملّاهاى محلّه ، بهقدرى شرارت و هتك عرض و ناموس و ظلم و اعتساف به كاسب و رعيّت و تودهء مردم وارد شد كه چندين مرتبه ، دربارهاى مختلف طهران مجبور به اردوكشى به سمت اصفهان شدند . در يكى از اين مواقع كه محمد شاه ، اردو جهت سركوبى اشرار اصفهان كشيد ، يا حقيقتا از راه بىپولى و احتياج [ بوده ] ، يا برحسب سعايت حاج ميرزا آغاسى كه مخالفت با مسلك ملّاها داشت . ( مؤلف )
( 89 ) - بهطورى كه صاحب " الذريعة " مىگويد :
« وى در اصفهان در سال 1203 متولّد گرديده و در سال 1266 در يزد وفات يافت ، و كتابى به سبك مثنوى به نام « نوروز و جمشيد » دارد در غرام نوروز بختيارى و جمشيد وزير ختن كه آن را در سنهء 1250 به نظم آورده . « الذريعة ، ج 19 ، ص 328 »
( 90 ) - مؤلّف : نام پادشاه لاهور است .
( 91 ) - براى اطّلاع بيشتر ر . ك : تحفة العالم ص 7 - 211 ، مكارم الآثار ، ج 2 ، ص 432 . و نيز منتظم ناصرى ، ج 3 .
( 92 ) - در حاضر روستاى ريز به شهر زرينشهر تبديل شده و مركز يكى از فرمانداريهاى اصفهان است .
( 93 ) - بنا به نوشتهء مؤلّف " رياض العارفين " رهى همان « آقا محمّد على اصفهانى » است كه در آغاز جوانى به هند رفته است از اوست :