تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
دل مرا كرده چنين زار و همان در غم عشق * چون بحالش نگرم رحم به حالش دارم
همان‌جا ، ص 139
شرح
( 31 ) - حافظ كسى است كه صد هزار حديث با اسناد حفظ داشته باشد يا به اصطلاح قرّاء ، قرآن را با قرائات . ( مؤلف ) ( 32 ) - براى اطلاع بيشتر در خصوص اين مراسم . ر . ك : عبد الرحيم كلانتر ضرابى ، تاريخ كاشان ، ص 432 . ( 33 ) - يكى از ناگوارترين وقايع تاريخ اصفهان در دوران اقتدار ظل السلطان ، همانا نابود كردن آثار و ابنيهء تاريخى آن بوده است ، در اين خصوص حاج سيّاح مطالبى را عرضه نموده كه ذكر آن‌ها ، باعث تنبه آيندگان است . . . . در ايّامى كه آقا [ سيد جمال الدّين اسدآبادى ] در اصفهان بود از خراب كردن عمارات عالى صفويه و قلع آثار آن دودمان مطلع شد بسيار بسيار اوقاتش تلخ شد . روزى كه به بازديد ركن الملك و مشير الملك ، كسان ظل السلطان مىرفت به من گفت : در اين باب به ايشان طعن سخت خواهم كرد . گفتم : چيزى نفرمائيد فايده ندارد قبول نكرده گفت : " همهء بدىها از سكوت و صبر علما است . كه به محض خوف يا طمع دنيا حق را نمىگويند . " پس از اينكه با ايشان ملاقات كرد فرمود : مگر شما انسان نيستيد يا هيچ از عالم خبر نداريد ؟ در خارجه خرج‌هاى زياد مىكنند كه يك اثر قديمى را حفظ كنند بلكه سهل است كرورها خرج كرده آثار قديمهء دنيا را مىبرند . شما به چه عقل و انصاف اين آثار محترم يك دودمان سلطنتى را كه كرورها خرج آن شده خراب كرديد ؟ ايشان گفتند : ما نوكريم و جز اطاعت چاره نداريم ! فرمود : اگر آقاى شما امر كند به قتل مظلومى شما بايد بكنيد ؟ گفتند : چه علاج داريم ؟ اگر نكنيم جان و آبرو ما در خطر است . فرمود : اف بر اين نوكرى ! از كجا معلوم است كه شاه به اين فضيحت و خرابى راضى بوده ؟ . . . . عجبا ! شهرى مثل اصفهان با آن مكان و آب‌وهوا و نعمت و آثار قديمه و عظمت و شهرت كه مدّتى در دنيا يكى از مراكز مشهور عالم بود آن آثار قديمه و افتخار يك ملت ،