شرح
( 40 ) - در اين خصوص در مجالس المؤمنين مىخوانيم :
. . . . " در كتاب منشات قاضى مير حسين يزدى و غير آن مسطور است كه در وقتى كه جناب خواجه قاضى يزد بود بعضى از متعصبان آنجا بيت مذكور را وسيلهء مؤاخذه او ساختند ، و چون از روى تقيه منكر شد و اثبات صدور او از آن متعذر بود شروع در تكفير او نمودند و مستند به دو عبارت شدند كه در رسائل او مذكور است ، و سلطان شاهرخ او را به هرات برده و بسى مضرت يافت چه ساير علماى هرات از روى عصبيت جاهليت نوشتند كه مضمون اين دو عبارت كفر است ، مگر مولانا ركن الدّين داود خوافى مشهور صاحب حاشيه شمسيه كه در آن باب توقف نمود . . . " مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 41
( 41 ) - مؤلّف مجالس المؤمنين وفات خواجه را در دار السلطنه هرات در چهارم ذىحجه از شهور هشتصد ذكر نموده است . " همانجا ، ص 42 " .
( 42 ) - المآثر و الآثار ذيل عنوان تسليم گويد :
صدر الافاضل مولى حسن تسليم ، اديبى بارع و شاعرى مشهور بود رسالهء " الصبح الصادق " از اوست . " المآثر و الآثار ، ص 225 "
الذريعة نيز به استناد و ماخذ فوق ، " صبح صادق " و " ديوان تسليم " را از يك شخص دانسته ، و لذا مؤلّف " فرهنگ سخنوران " هم او را چنين عنوان كرده است : تسليم اصفهانى و مولا حسن ( صادق ) اما مأخذ تاريخ فوت او معلوم نشد ، و سال تأليف ، " رياض العارفين " چنانچه در صفحه 428 تصريح نموده 1278 بوده است .
( 43 ) - ر . ك . محمّد حسن خان اعتماد السلطنه : " مرآة البلدان " ، به كوشش عبد الحسين نوايى ، ج 1 ، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران ، ص 122 .
( 44 ) - . . . . " به گفتن اشعار مصنوعه رغبتى داشته و در اين فن لواى اشتهار افراشته قصيدهاى بىنقطه گفته . " " ر . ك . مجمع الفصحاء ، ج 1 ، ص 433 "
در پانويس مجمع الفصحاء در مورد وى مىخوانيم :
بدر الدّين معروف به بدر جاجرمى از شاعران سدهء هفتم هجرى است گذشته از فارسى به زبان عربى نيز آشنا بود چنانكه نوشتهاند قصيدهاى از ابو الفتح بستى را به