روايات او چندين نفر از آباء او مىباشند ، طرف توجّه علماى معاصر خود گرديده بود .
موقعى كه به زيارت عتبات مشرف گرديده است ، علما از او استقبال مهمّى كردند و از او اجازه خواستند ، حتى سيّد بحر العلوم و آسيّد على صاحب رياض ، و به آنها اجازه داده است .
تدريس معقول را هم علاوه بر منقول مىنموده ، خطّ را هم خوش [ مى ] نوشته . وضعيت زندگانى او هم وارسته و بىتكلّف بوده . در سنهء هزار و دويست و يازده وفات كرده ، شصت سال پس از فوت پدر .
قبل از او ميرزا محمّد تقى الماسى در زمان نادر شاه امامجمعه بود . پدر او ميرزا محمّد كاظم مؤسّس خانوادهء الماسيه در اصفهان و فرزند ميرزا عزيز اللّه ، اكبر اولاد ملّا محمّد تقى مجلسى كه از متموّلين نمرهء اوّل اصفهان بوده است .
ميرزا محمّد كاظم كه داراى ثروت پدرى شده بود ، قطعهء الماسى به قيمت هفت هزار تومان آنروز بر شباك مرقد حضرت امير مؤمنان ( ع ) در محل دو انگشت نصب كرده و اين نسبت الماسى را گرفته . فرزندش ميرزا محمّد تقى مجلسى كه نوادهء پسرى مجلسى اوّل و دخترى مجلسى دوم بوده است چون نسبت به ساير افراد خانواده مجلسى و بعد از وفات مير محمّد حسين كه ذكر مىشود ، لايقتر و شايستهتر بوده است ، مردم اصفهان از او درخواست مىنمايند كه قبول منصب و لقب خانوادگى را بنمايد . ليكن نادر شاه مىگفته است دو منصب به يك نفر نبايست داده شود و امامجمعگى تنها را به ميرزا محمّد تقى داد و منصب شيخ الاسلامى را به ميرزا رحيم ، نوادهء ملّا محمّد باقر سبزوارى ، شيخ الاسلام قديم رد كرد ، كه هنوز در آن خانواده است .
ميرزا محمّد تقى حالت بكايى داشته است كه در ذكر دعا و خطبه دائما مىگريسته . در [ سنهء ] هزار و صد و پنجاه و نه وفات كرد . قبر او هم سر قبر آخوند
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 630
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٣٠