است . گويا قبل از ميرزا محمّد تقى مدّت كمى مير محمّد مهدى برادر مير عبد الباقى امامجمعه بوده است . قبل از او مير محمّد حسين خاتونآبادى پدر مير عبد الباقى و فرزند مير محمّد صالح خاتونآبادى امامجمعه و شيخ الاسلام بود .
مير محمّد حسين ، فقه و حديث و تفسير و رياضى و كلام تدريس مىكرده و خطّ او در خوبى ميانه علما مشهور است . زمان ورود افغانها به اصفهان به سبب آنكه مباشر امورات مريم بيگم عمهء [ شاه ] سلطان حسين بوده است جهت پيدا كردن اموال و ذخيرههاى مريم بيگم ، اين سيّد را شكنجه و عذابهاى سخت كردند . خود سيّد نوشته است كه اين صدمات افغان به من تأثير بزرگى در تغيير اخلاق و ملكات من داد كه اخلاق ذميمهء من بر طرف شد و دنيا در نظرم كوچك و خوار گرديد .
دليل اخلاق حسنه و بزرگى نفس او اين است كه نادر [ شاه ] افشار در ابتداى استيلا براى جنگ و خونريزى عثمانىها مىخواسته است از علماى وقت سندى و فتوايى بر مباح بودن خون اهل تسنّن فراهم سازد ، در اين موضوع استفتايى نوشت و در هركجا رفت علما تجويز كردند . تا وقتى به اصفهان رسيد ، از آمير محمّد حسين هم سؤال نمود ، آمير محمّد حسين با خشونت جايز نبودن آن را اظهار داشت ، و تعرّض كرد به نادر كه اگر اين فتوى براى تو ناخوش است و از من مكدّرى ، من از مملكت تو بيرون مىروم و فتوى به غير حق براى رضايت تو نمىدهم . نادر اگرچه از اين طرز رفتار خشمگين شد ليكن به اقتضاى وقت و مقام مير محمّد حسين با آن درشتخويى كه داشت تحمّل و بردبارى نمود . در هزار و صد و پنجاه و يك وفات كرد و جنازهء او نقل به مشهد شد .
گويا از خصايص زمان صفويه يكى هم اين بوده كه حمل جنازه را به مشهد رضوى مىكردهاند . مثل شيخ بهايى و ملّا محمّد باقر سبزوارى و شيخ على
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 631
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦٣١