اين صفات محموده كه جالب ارادت اهالى شده بود ، دوام داشت تا روزى كه خلعت امامت جمعه را پس از فوت ميرزا محمّد على پوشيد . يعنى در مدّت چند دقيقه اين انقلاب كلى كه ارادت عامّه تبديل به ادبار عمومى بود ، واقع شد .
به اينطور كه هنگام ورود حاجى ميرزا هاشم به مسجد شاه ، جهت اقامه نماز جمعه ، تمام مسجد شاه و اطراف او مملو از جمعيّت بود ، همينكه روى منبر خلعت را پوشيد ، تمام اين جمعيّت به قسمى متفرّق شد كه در وقت خروج از مسجد غير از بستگان شخصى او كسى باقى نمانده بود . تفرقهء جمعيّت مردم از اطراف او و نداشتن عايدات كافى جهت گردانيدن چرخ امامت كه از لوازم او ، داشتن عدّهء بسيارى نوكرهايى بود كه داراى جبّه ماهوت و كلاههاى پوست بخارايى [ بودند و ] در موقع سوارى امام [ جمعه ] جفتجفت در دو طرف كوچه و بازار تا مسافت زيادى حركت مىكردند ، و همچنين جمعى از فضلا و معمّرين در عقب او سوار مىشدند ، مخصوصا بعضى هم در حين حركت با صداى بلند بهطور فرياد زدن در اطراف او قرائت قرآن مىكردند و عدّهء بسيارى ديگر از ارحام و بازماندگان خانواده و بستگان او بودند كه تمام اينها را مىبايست ، امام جمعه مخارج خوراك و پوشاك و غيره بدهد .
ناچار امامجمعه بر خلاف سيرهء گذشتگان با حكومت وقت ، بناى آميزش را گذارد . حكومت هم در مقابل اين نعمت غير مترقبه كه سبب دوام حكومتش گرديد ، بناى خود را بر اجراى مقاصد او گذارد ، و هم راههاى دخل در اين ضمن پيدا شد . از جمله بدون هيچ شرطى از فقير و غنى ، شهرى و دهاتى از هر صنف و طبقه وقتى كه وفات مىكرد و صداى ضجهء اولاد و عيال او از خانه بيرون مىرفت ، جمعى نوكرهاى حاجى ميرزا هاشم وارد خانه مىشدند و كليهء اطاقهاى او را قفل و مهر مىكردند و اموال او را توقيف مىساختند ، بهعنوان مطالبهء يك ثلث از اموال جهت خيرات و يك قسمتى هم بهعنوان سهم امام
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 617
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦١٧