اصرار از او درخواست كردند كه امامت جماعت بنمايد در مسجد جمعهء آنوقت [ كه شخص ] ديگرى نماز جماعت مىگزارد . حاجى ميرزا هاشم در منزل شخصى خود مشغول جماعت شد ، چون خانه [ اى ] كه در او نماز مىگزارد با آنكه از بزرگترين خانههاى اصفهان بود ، گنجايش جمعيّت را نمىكرد ، ناچار مردم ديوار اين خانه را شكافتند و به خانه مجاور كه باز از خود او بود و وسعت داشت ، جمعيّت را متّصل كردند . اين خانه هم باز گنجايش نكرد به خانهء سيّم جمعيّت متّصل شد و هكذا تا خانهء هفتم كه تمام هفت خانه از سطح و سقف مملو از جمعيّت مىگرديد .
در خلال اين اوقات و برحسب استدعاى اهالى شهر ، شبهاى جمعه جهت احيا ، حاجى ميرزا هاشم به تخت پولاد رفت و در مسجد مصلّا اقامت جماعت نمود بااينكه وسعت مسجد مصلّاى تخت فولاد چند جريب مىباشد در شبهاى جمعه مملو مىگرديد .
ديگر از كارهاى حميدهء او اين شد كه اعلان داد پس از فوت پدر خود كه هركس طلبى از پدرم دارد ، اظهار كند تا ادا سازم ، در اين وقت مردم بسيارى خواه از روى حقيقت و خواه غير حقيقت نزد او ادعايى اظهار داشتند بدون سؤال و جواب وجه آن را پرداخت . اين كار را سابقا حاجى سيّد اسد اللّه بيدآبادى نيز پس از فوت پدر كرد و سبب توجّه مخصوصى از مردم به او شد . از پرداختن اين مقدار هنگفت وجه ، لازم شد كه املاك بسيارى به قيمت نازل فروخت و به اين سبب عايدات ساليانه او كاسته شد و كفاف مخارج فوقالعاده او را نداد .
مخارج يوميهء او دو خروار نان و قريب بيست من برنج جهت منزل و جيرهء يك دسته از نوكرهاى او بود ، ساير مخارج با وصف اعيانيّت از همين قرار بود .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 616
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٦١٦