واله در مورچهخورت فتحعلى شاه را ملاقات نمود فتحعلى شاه به او گفت :
ديدار تو حلّ مشكلات است * صبر از تو خلاف ممكنات است 210
فتحعلى شاه او را بسيار محترم مىداشته . از اشعار اوست :
ازبسكه در گلستان ، ذوق اسيريم بود * شكل قفس نهادم بنياد آشيان را
تا از كه داشت پيغام اين باد صبحگاهى * كاورده در ترانه ، مرغان نغمهخوان را
و نيز :
آمد به سرم يار و هنوز از ره حيرت * چشمم به ره قاصد و گوشم به پيام است
و نيز :
به شاخ سدره و طوبى قرار كى گيرد * به شوق دام تو مرغى كز آشيان برخاست
و نيز :
به جاى وعدهء يك بوسه ، صد جان دادم و شادم * نمىدانم گرم يك بوسه مىدادى چه مىكردم
و نيز :
بالى نگشاديم به گلزار كه امروز * بايد به مكافات به كنج قفس افتاد
واله
اسمش على قلى خان از بيكزادگان لكزيّه و از غلامان سلاطين صفويّه است . در عنفوان جوانى از اصفهان به هندوستان رفته . آذر نوشته كه در آنجا در