تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
جرگهء صاحب‌منصبان به عشرت گذرانيده و هم در آنجا فوت شده . شعر بسيار گفته تذكره‌اى هم تأليف نموده . وفات او در سنهء يك هزار و صد و شصت و پنج . تذكرهء على قلى خان واله مفصّل و نيكوتر از ساير تذكره‌هاى آن دوره تأليف و انتخاب شعر نموده از حاج لطف على بيك آذر نوشته كه برادرزادهء ولى محمّد خان بيگدلى است و اكنون بيست و دو سال از عمر او گذشته و شرح حال او را به‌طور خوب ننگاشته . وقتى تذكرهء او به ايران رسيد ، آذر هم در مقابله به مثل ، از او خوب نمىنويسد . اشعار نيكويى دارد ، از آن جمله :
من زنده به دوستم ، نميرم هرگز * مغزى بىپوستم ، نميرم هرگز هركس كه نه اوست ، مرده‌اش دان ز ازل * من خود همه اوستم ، نميرم هرگز
و نيز :
چون به قاف عدمم راه تماشا افتاد * هركجا ديده گشودم همه عنقا ديدم قطره بودم ، سرِ هم‌چشمىِ بحرم به نظر * نظر از خويش چو بستم ، رخ دريا ديدم
و نيز از اوست :
عشق‌بازان سخن ، حق به ملا مىگويند * از كه ترسند ، سرِ دار ، سلامت باشد

واهب

اسمش ميرزا حسن . اصلش از مالامير كوه‌گيلويه . در اصفهان تربيت‌يافته ، وزير