و نيز قاآنى گويد :
حمد بىحد را سزد ذاتى كه بىهمتاستى . . . الخ
بعضى از بزرگان نزد او تحصيل نمودهاند ، مانند آقا حسين خوانسارى و غيره ، وفاتش در سنهء يك هزار و پنجاه
و [ نيز اين اشعار منتسب به اوست ] :
كافر شدهام به دست پيغمبر عشق * جنت چه كنم ؟ جان من و آذر عشق
شرمندهء عشق و روزگارم كه شدم * درددل روزگار ، دردسر عشق
مير محمّد مير لوحى
از معاصرين مجلسيين بوده . نزد شيخ بهايى تحصيل كرده ، حالت زهد و عبادت او جلب ارادت مردم را به او كرده است .
نسبت به مجلسيين كمال ضدّيت را داشته ، حتى كتابى بهعنوان اربعين حديث تأليف كرده و آنچه توانسته است در آنجا از اعتراضات خود به مجلسى مندرج ساخته ، يكى از شاگردان و مريدين او اين كتاب را « * » خلاصه ساخته ، يعنى آنچه اعتراض و طعن نسبت به مجلسى در آن كتاب متفرق بوده ، جمع ساخته تا كتاب ضخيمى شد .
در مقام عداوت نسبت به مجلسى مىتوان گفت كه تجاوز از حدود خود نموده ، بااينكه مقبره يكى از اشخاص بزرگ و علماى دانشمند معروف را كه حافظ ابو نعيم باشد ، و واقع بوده است در نزديكى [ مقبرهء ] شيخ ابو مسعود محض آنكه از اجداد مجلسى بوده است و اسم تصوف و اهل سنّت را داشته ، حكم مىكند مريدانش خراب مىسازند ، با آنكه عمارت باشكوه و محل زيارت و
هامش
( * ) [ كتاب ] " كفايت المهتدى فى معرفت المهدى . " ( مؤلف )