كه اگر عبادات ما در عبادتخانههاى شما بهجا آورده شود آنها نيز طاقت نياورده و به زودى منهدم مىشود . مير براى جواب آنها كه گفتند تو مسلمان و عبادتخانههاى ما حاضر در آنجا عبادات خود را بهجاى آر تا معلوم شود مهلتى خواست و چندى را با خداى خود تضرع نمود و پس از آن موقعى را كه با هندوها ميعاد گذارده بود ، در عبادتخانه مشغول نماز شد ، همينكه الله اكبر را گفت ، صداى شكستن طاق بلند شد كه مير از معبد بيرون رفت و طاق فروريخت « * » .
مير ، معاصر ملا محمّد تقى مجلسى بوده و در مذاق عرفان با او موافقت داشته - آقاخوند آقا ملّا محمّد باقر مجلسى ، مير را خوب نمىدانسته - وقتى مجلسى اول توصيف مير را براى فرزند خود كرده ، روز ماه مباركى او را نزد مير برد ، مير كاسهء آلويى طلبيد و آلو برداشته در دهن گذارد ملا محمّد باقر از اين حركت متغير شده ، برخاسته با پدر اعتراض كرد . بعد مير به ملا محمّد تقى گفت :
من ديدم اين از اهل شريعت است و ترويجاتى ازو به ظهور مىرسد ، نخواستم ميل به طريقت ما كند و آلوها را كه در دهن نگاه داشته بود بيرون آورد . « * * »
از اين قبيل حكايات و كرامات كه منشاء آنها همين حكايات مدوّن در كتب مورخين ايرانىمآب است هنوز در افواه بيشتر عوام بيچاره متداول است اينكه معتقدند جسد او كيمياست و جمعى چون در مقام ربودن او بودهاند اطراف قبر او را با فلزات و غيره محكم و استوار ساختهاند تا نتوانند جسد او را بدزدند .
مقبرهء او در تخت فولاد ، معروف به تكيهء مير اغلب محل نزول ارباب ذوق
هامش
( * ) ر . ك : احمد بن حاج ملا مهدى نراقى : " خزائن " ، ص 22 .
( * * ) ر . ك : تذكرة القبور ، ص 60 .