تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
براى پيشرفت و مملكت‌گيرى روى تعصّبات گذارده شده بود . اين مطالب را مغرضان با آب‌وتاب به شاه‌عبّاس رسانيده و خاطر او را از مير مكدّر ساختند . [ از طرفى چون ] شاه‌عباس در نوشتن شاهنامه تعجيل داشت و مير براى تعليم و تربيت شاگردان خود و نوشتن چيزهايى ديگر ، تمام‌وقت را صرف نوشتن شاهنامه نمىكرد . بالاخره از اين تخلف ، شاه به مير تعرّض نمود . مير هم تحمل تعرّض را نكرده ، آن مقدارى از شاهنامه را كه نوشته بود ، سطر سطر چيده ، هر سطرى را به يك اشرفى طلا فروخت . شاه‌عبّاس از اين پيش‌آمد فوق‌العاده رنجيده شد و جهت نوشتن شاهنامه ملّا على رضاى عبّاسى را ملقّب به شاه‌نواز كه نيز شاگرد ملّا حسين تبريزى در نستعليق و شاگرد ملّا علا بيك ، در ثلث بود به اصفهان خواست كه شاهنامه را جهت او بنويسد . در اين وقت على رضا عبّاسى ، بزرگ‌ترين رقيب مير عماد شناخته مىشد ، زيرا مير عماد در خط نستعليق خفى ، مسلّم شاه و بزرگان مملكت بود و كسى را با او برابرى نمىشد ، ولى عليرضاى عبّاسى به سبب هنرهاى گوناگون مانند نوشتن نستعليق خفى و جلى و تذهيب‌كارى و رسّامى و نقّاشى بر او فايق بود و چون تمامى كتيبه‌هاى مساجد و اماكن امام‌زادگان اصفهان مانند مسجد جمعه و مسجد شيخ لطف الله و مسجد شاه و امام‌زاده هارون ولايت و امام‌زاده اسماعيل به خط ثلث جلى نگاشته شود و خطّاطى آن‌ها به عهدهء عليرضا عباسى بود ، توجّه شاه‌عبّاس و ساير بزرگان به طرف على رضاى عبّاسى معطوف بوده و همه‌روزه او را نوازشى تازه مىكردند ، و اين تمايلات پىدرپى نسبت به عليرضا ، مير را اندوهگين مىكرد و بنابراين شكايت داشت و شفاها يا كتبا ، نثرا و نظما از شاه و اركان دولت اظهار شكايت مىنمود كه از آن جمله است مكتوبى كه به
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 550 | مير سيد على جناب