تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
اظهار دوستى زبانى كجا شده است * اى سنگدل مترس كسى در دل تو نيست

مير عبد الرّزاق

ملقّب به " زبده آفاق " ، خواهرزادهء مير عماد [ قزوينى ] . خط را خوب مىنوشت و محاورات شيرين او معروف بوده . در هر مجلسى حاضر مىشد اهالى مجلس را محفوظ مىساخت . داراى آواز خوبى بوده است بسيار مطبوع كه شاه‌عبّاس او را جهت خواندن شاهنامه منتخب داشته بود و براى شاه مخصوصا هنگام سفر و سوارى شاهنامه مىخوانده است . ساليانه سيصد تومان براى اين شغل مقررى مىگرفته . سنه هزار و شصت و سه وفات كرد .

مير عبد المجيد

فرزند مير محمّد صادق است كه پس از فوت پدر در مسجد شاه امامت يافت . ليكن به سبب نالايق بودن او ، مردم به او اقتدا نمىنمودند و به همين سبب امامت مسجد شاه از اين خانواده منسلخ گرديد . مير سيّد حسن مدرّس عموزاده مير عبد المجيد كه انزجار مردم را از اقتدا به مير عبد المجيد مشاهده كرد ، خواست در مسجد شاه به جاى عموى خود امامت كند ، به سبب تهديداتى كه مير عبد المجيد با كارد و قمه شب‌ها جلو او مىآمد كه او را بكشد ، منصرف گرديد . در اصفهان مثلى است معروف از قول عبد المجيد كه مىگويند هر روز موقع نماز جماعت او ، مؤذّن او به او اطّلاع مىداده است كه امروز فلان قدر جمعيّت مأمومين كم شده و او اعتنايى نمىكرده ، تا روز آخر پس از اقامه ، به