تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
شب كه مىشده ، در آخر روز مىگفته است : " الآن خوش‌نويس شدم " . پس از آن به روم و بلاد عثمانى رفته در حال مسافرت هرجا مىرسيد يادگار و اثرى از خود مىگذارد . از روم مراجعت به خراسان نموده ، مدّتى در هرات توقّف كرد و آثار زيادى از خود در آنجا گذارد و شهرتى حاصل نمود . از هرات به قزوين برگشت و چندين كتاب در آنجا نوشت و به رشت و گيلان سفر كرده ، طالبان خط را بهره‌ور ساخت . در سنهء هزار و هشت برحسب امر شاه‌عبّاس - بنا بر مشهور - به اصفهان آمد جهت استكتاب شاهنامهء فردوسى . و با آنكه چون اصفهان مجمع فضلا و علما و ادبا و وزرا و وجوه دولت بود ، مير عماد ، اصفهان را بيشتر مايهء افاده و استفاده دانسته ، در تاريخ فوق به آنجا رسيد . اين موقع دولت صفويه در اوج ترقى و عظمت بود و هنرمندان از هرجا بدان شهر مىآمدند . مير عماد در وصول به اصفهان با عموم طبقات آشنا شد ، و به وسيلهء درباريان شاهى نزد شاه‌عبّاس معزّز گرديد . گويند مير عماد پس از چند صباحى اقامت اصفهان ، قطعات خطوط بابا شاه اصفهانى و مرقّعات خواجه مير على را به دست آورده و از تيزى هوش و استعداد ذاتى ، از آن‌ها اقتباساتى كرد و تغييراتى در قواعد خط نستعليق داد تا خطّش به اوج ترقى رسيد كه تالى او سلف و خلف پديد نشده ، و يكى از آثار او در تخت فولاد در حجره‌اى از تكيه مير ابو القاسم حكيم فندرسكى ، غزل خواجه را كه مطلعش : " روضهء خلد برين ، خلوت درويشان است " ، كتيبه‌وار به خط نستعليق سه دانگ نوشته است و موجود مىباشد . مير عماد ، به مناسبت سياحتى كه در بلاد عثمانى نموده و با تركان آميزش كرده بود ، از اوضاع دربار شاه‌عبّاس و تعصّبات گوناگون آن خوش نداشت . از اتّفاقات يكى كه به زبان آورده بود : " اگر اين مختصر اختلافات از ميان دو دولت و ملت اسلاميه زايل مىگشت به‌جا بود " ، درصورتىكه اساس سلطنت صفوى
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 549 | مير سيد على جناب