تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
بيست و نه در تبريز يك سال قبل از وفات شاه اسماعيل . از بناهاى او مدرسهء ميرزا حسين بيدآباد و سردرب مسجد على [ است ] .

ميرزا قاضى شيخ الاسلام

ميرزا قاضى در اصفهان شيخ الاسلام بود تا وقتى كه خليفهء سلطان ، وزير شاه‌عبّاس ثانى شد ، شيخ على نقى كمره‌اى را كه سابقا امام قلى خان ، حاكم فارس ، به شيراز خواسته بود و در آنجا قاضى بود به امر خليفه سلطان ، به اصفهان آمده منصب شيخ الاسلامى را از ميرزا قاضى گرفتند و به شيخ على نقى كمره‌اى دادند ، متصدى آن بود تا سنهء 1060 كه وفات كرد .

ميرزا قشمشم

اسمش ميرزا عبد الحسين . شغل مختصرى داشت و از قند و چاى و تنباكوفروشى امرار معاش مىنمود و دكّهء كوچكى ، جنب مسجد جامع [ داشت ] . قامت بنه پهنى داشت با ريش انبوه و طولانى و سرخ و چشم‌هاى درشت . با يك چنين هيئت ، داراى طبع شوخى بود و همواره نظما و نثرا مطايبه مىكرد . به اين سبب مورد توجّه عمومى شده بود . از خود او حكايت شده ، غالبا به سبب ميلى كه به معاشرت شعرا داشتم ، هركه [ را از ] امرا عبورا در بازار مىديدم به دكّهء خود دعوت مىكردم و به صحبت آن‌ها مأنوس مىشدم . درصورتىكه خواندن و نوشتن فارسى را به‌هيچ‌وجه نمىدانستم و سواد نداشتم . آن‌ها را با استعمال چاى و قليان مشغول مىساختم و از صحبت‌شان لذّت مىبردم . روزى ميرزا اشتها را دعوت كردم كه در دكّه قدرى صحبت نمود و به من استهزا كرد و رفت . جهت انتقام ، موقعى را به انجمن شعرا حاضر شدم و هريك از شعرا به نوبت شعرى را كه قبلا تدارك كرده بودند ، مىخواندند تا نوبت به من رسيد . به من هم