توجّه كردند و گفتند تو هم بگو . به سبب سابقهاى كه با ميرزا اشتها داشتم ، به سمت او روى كردم و بداهتا گفتم :
اشتها آن تو آن اطعمهء بوالهوسى * من و لاقيدى و يك پول نون و نيمپول عدسى
گفت مادر زن من : ترك . . . بازى كن * من همى كممحلى كردم و . . . نفسى
گر به هفت خانه روى ، من تو را آخر . . . * خواه به كنج طنبى خواه ميان ارُسى
زير آشفته . . . چو خفتى هشدار * گرد بنشين به ادب باش ، مبادا به . . .
دارم اميد كه اى چرخ به دوران نرسى
در اين انجمن اين قطعه را كه بديهتا گفتم مطبوع شعرا افتاد . مرا دعوت كردند كه در انجمن آنها همهوقت حاضر شوم . تخلص مرا " طرخون " گفتند .
چون طرخون ميان سبزيجات مطبوعيّتى دارد . بعد تغيير تخلص داده " قشمشم " تخلّص شد .
قشمشم حافظه خوبى داشته . به سبب بىسوادى ، اشعارش ضبط نشده .
كمى از اشعار او را ، بعضى حفظ دارند . حرف سين را به سبب لكنتزبان نمىتوانسته ادا كند .
ميرزا قوام الدّين محمّد بن محمّد مهدى الحسينى السيفى القزوينى
سيفى ، اسم خانوادهء بزرگى است در قزوين كه مير عماد خوشنويس هم از اين خانواده بوده است .
مير قوام الدّين از شاگردان شيخ جعفر هُويزى قاضى است ، كه اغلب ملازم