آنكه دل برد از تو يا رب ، حسنش افزونتر شود * رحم پيدا كردهاى تا عشق پيدا كردهاى
هيچ مىدانى چها اى سروقامت مىكنى ؟ * مىكشى و زنده مىسازى قيامت مىكنى
ميرزا جواد شاعر ( چهارمحالى )
اصلش از چهارمحال اصفهان ، مهاجرت به كرمان نموده در آنجا متوطّن مىشود . ابراهيم خان كرمانى پدر حاج كريم خان رئيس شيخيهء معروف از او نگهدارى مىكرده ، در موقعى كه ظهير الدوله حاكم كرمان بود و نزد او موظّف بود ، حالت گوشهنشينى و مسكنت را اختيار كرده است .
ديوان شعرى دارد و تخلّص به جواد مىكرده ، " مجمع الفصحاء " « * » نوشته در سنهى هزار و دويست و بيست و سه وفات كرد . از اوست :
در طرف باغ و بوستان مى مىكشد با اين و آن * وز من همىدارد نهان مستى و هشياريش بين
و نيز :
پيرانه سر ز عشق جوانى چنان شدم * كاندر جهان فسانهء پير و جوان شدم
وفات او در سنهء هزار و دويست و سى و سه است .
ميرزا حسن بن دوست محمّد
پدر و جدّ او خان محمّد ، از اهل خراسان بودهاند . در رياضيات استاد بود .
ميرزا حسن در سنهء هزار و دويست و يازده ، در اصفهان متولّد شده و نزد پدر
هامش
( * ) ر . ك : مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 205 .