حقير چون حاضر بودم گفتم : سركار آقا فرمودند اين حلقوم بريده را نزد قصّاب برده از او معلوم نمايند . گفتند چيزهاى ديگر فرمودند دخل به اين ندارد ؟ گفتم معنى آنچه فرمودند همين است كه به قصّاب و سلاخ نمايند .
از آثار او مدرسهء حاجى است كه از وجوه بريّهء شخصى زغالفروش ساخته شد . اوايل هم او را مدرسهء فحميه مىگفتند و بعد ، اسم اصلى او متروك شده به اسم حاجى معروف شد . حاجى كرباسى تأليفاتى دارد كه مشهورتر آنها " اشارات " 168 است .
مجملا چيز مهمّى كه سبب شهرت حاجى مىتوان گفت ، فروتنىهاى سيّد بيدآبادى است نسبت به او كه آن زمان كارهاى برجستهء سيّد شهرت بسيارى داشته است . وفات او در هزار و دويست و شصت و يك در جنب مسجد حكيم .
مقبرهء او معروف است . سقف مقبره در فن مقرنسآويز داراى هنر و صنعتى است كه در اصفهان كمنظير مىباشد .
حاجى محمّد ابراهيم ، شش پسر داشت : آمحمّد مهدى 169 ، حاجى آمحمّد ، آشيخ محمّد جعفر ، حاجى محمّد رضا ، آنور اللّه ، آميرزا ابو المعالى و دو دختر ، زوجه حاجى ميرزا جواد نورى و زوجهء حاجى ميرزا خليل سدهاى . بعد از فوت حاجى ، امامت مسجد حكيم به آمحمّد مهدى رسيد ، بعد از او به فرزند او حاجى ميرزا عبد الجواد ، بعد از او آميرزا محمّد على فرزند حاجى ميرزا عبد الجواد ، بعد از حاجى ميرزا محمّد على برادر او حاجى ميرزا هاشم تدريس بعد از حاجى ، به آميرزا ابو المعالى [ مفوّض ] مىگردد 170 . و بعد از آميرزا ابو المعالى فرزندان او كمال الدّين و جمال الدّين مشغول مىباشند به آن .
اولاد حاجى كرباسى اگرچه از حيث ادب بسيار مىباشند ، ليكن آنچه امروز با نسبت كرباسى يا اشترى از اين خانواده حيات دارند - سنهء 1343 - پانصد و سى و چهار نفر مىباشند از ذكور و اناث و صغير و كبير . و حاجآقا
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 449
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٤٩