در ايّام توقّف عتبات با سيّد رشتى مرافقت پيدا مىكند و متفقا نزد [ سيّد ] بحر العلوم و غيره تحصيل مىكنند ، مثل شيخ جعفر عرب كبير ، سيّد على صاحب رياض ، سيّد محسن كاظمينى « * » و آقا باقر بهبهانى .
بعد از مدّتى توقّف در عتبات به قم مىآيد و از ميرزاى قمى تحصيل اجازه كرده ، بعد از مختصر تحصيلى ، و در كاشان هم از ملا مهدى نراقى قدرى در معقول استفاده كرده و بعد از هزار و دويست و ده به اصفهان آمده متوطّن مىشود .
امر معاش او از سرمايهء متروكهء پدر او حاجى محمّد حسن مىگذشته . كليّهء دارايى و تركهء حاجى محمّد حسن را گفتهاند سههزار تومان بوده است كه به توسط تجّار نيلفروش ساكن احمدآباد معامله هندوستان مىشده است . پس از چندى هم در نتيجهء سه مرتبه مسافرت طهران ، از طرف دولت ، ساليانه هزار تومان نقد و صد خروار جنس در حق او مستمرى برقرار مىشود و دريافت مىداشته همهساله كه بعد از فوت او هم اين مستمرى بهطور ارث ما بين ورثه تقسيم شد . مختصر ملكى هم در اواخر حيات نسبت مىدهند تصرّف داشته [ است ] .
در امور زندگانى نهايت صرفهجويى را داشته 166 ، حتّى در صرف وجوهات خيريّه كه علاوه بر اقتصاد دقّت بسيار هم در شخص مستحقّ مىنموده ، چنانچه گويند شخص غسّالى وقتى طلب احسانى از او نمود ، در جواب غسّال ، حاجى تحقيق عمليات آن را از كيفيت غسل و كفن و تلقين تفصيلا مىنمود ، پس از آنكه كاملا از عهدهء جواب حاجى برآمد ، حاجى يك ده شاهى به او عطا كرد . شخص غسّال كه متأثّر شد از آن سؤالات بسيار و عطيه
هامش
( * ) در اصل : كاظماوى . براى اطلاع بيشتر ر . ك . . تذكرة القبور . ص 91 .