مختصر ، به حاجى گفت : يككلمه ديگر هم در آخر تلقين در گوش ميّت مىگويم كه خوشا به حال تو كه از ابتلاى به حاجى كرباسى خلاص شدى !
وقت اداى وجوهات ، شخص مستحق را مدّتى معطّل نگاه مىداشته در حالتى كه دستش در دست او بوده ، براى حصول توجّه و خلوص و قصد قربت .
فتحعلى شاه به سبب داشتن وزير اعظم اصفهانى مانند حاجى محمّد حسين خان اصفهانى كه شيوه او مدّاحى علما بوده است نسبت به حاجى و سيّد بيدآبادى خوشرفتار بوده است .
مثل اينكه نوشتهاند وقتى شاه به ديدن حاجى آمد از برايش ظرف نقلى براى پذيرايى او مىگذارند ، اتّفاقا پرندهاى از هوا فضلهاى مىاندازد در آن ظرف ، شاه بهطور مطايبه مىگويد - فضلهء مرغ نُقل مجلس شد . حاجى از روى مزاح جواب مىدهد : چون هوايى است مال ديوان است .
حاجى بسيار فربه بوده است كه در اواخر با قرقره و عرّابههاى دستى او را به مسجد و حمّام مىبردهاند . در امر فتوى و مرافعه ، احتراز و احتياط مىنمود و رجوع مىكرد به سيّد بيدآبادى و غيره 167 . تا وقتى كه از طرف بعضى اساتيد او به او الزام مىشود و رساله فقهيه عملى نخبه و غيره را مىنويسد .
خود او و مريدانش ، معاندين او را به نفرين او تهديد مىكردهاند ، و جمعى را هم از معاندين كه در آن اوقات وفات كردهاند ، از حكومت يا امامجمعه يا طلبههاى برجسته از شاگردان او ، نسبت وفاتش را به نفرين او مىدادند و به مختصر خبرى رنجيدهخاطر مىشد . مثل اينكه مير سيّد حسن مدرّس معروف كه از شاگردان او ، بوده و در مدّت كمى داراى ملكهء اجتهاد و اجازه شده بود ، حاجى روى منبر از اين سرعت ترقّى تمجيد مىكرده است .
و پس از آنكه مدرّس بر كرسى تدريس قرار گرفت ، و به سبب تحقيقات و مطالبى كه از اصول جديد نجف به اصفهان سوغات آورده بود ، پاى كرسى
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٤٧