تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
را كاملا سنجيده بود و خود را حريف آن‌ها دانسته كه در اين نوبت كاملا بناى ستيز را گذارد ، محض احتياط كه مىخواست به طرف پايتخت عزيمت كند لازم دانست عقب خود را كه اهواز بود از قشون ضحاك پاك سازد . قدم اوّل را در اهواز گذارد و كاملا آنجا را به حيطهء اختيار خود درآورد ، پس از آن به سمت بابل حركت نمود . نوشته‌اند كه ضحاك به سبب رعبى كه از او حاصل نموده بود بعد از مختصر تصادفى گرفتار شد . اعيان ولايات همين‌كه عرصه را از وجود دشمن خالى يافتند ، درخواست قبول سلطنت و رياست را از او كردند ، كاوه نپذيرفت و بعد از تجسّس و تفحّص فريدون را پيدا نموده بر اريكهء سلطنت نشانيد . فريدون در ازاى خدمات اين سردار بزرگ ، حكومت اصفهان را واگذار به او و اخلاف او ساخت . و همچنين به احترام او ، درفش او را مبارك و ميمون دانسته ، با جواهرات گرانبها مزيّن نمود . و نگاهبانى آن را نيز به خاندان او مخصوص گردانيدند . در زمان خسروپرويز درفش را خواستند از اين خانواده گرفته به خانواده ديگرى دهند . در وقتى كه چند نفرى بيشتر از اين طايفه نزد درفش نبودند ، مأمورين پادشاه ايران بر سر آن‌ها ريختند كه درفش را بربايند . يك نفر از آن‌ها از جمعيّت جلوگيرى نموده با آن‌ها از در ستيز درآمد ، بعضى از آن‌ها را هم كشت ، فرياد يا آل فريدنى در شهر پايتخت بلند شد ، كه تمام بستگان اين خانواده در برخاستند پاى درفش حاضر شده و به ستيز برخاستند ، تا آنكه خسروپرويز ، موقع را سخت ديده ، از اين خيال منصرف گرديد . به موجب شرحى كه در اول كتاب " الاصفهان " ذكر شده ، كاوه از اهل فريدن بوده است و علاوه بر آنكه در فريدن ، مشهد آهنگران را نسبت به مقبرهء او و خانواده‌اش مىدهند ، همين قضيهء فوق هم كه اخلاف او را آل فريدنى