تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
مشك دارد بار و در مشكش يكى تابنده مهر * مهر دارد بار و بر مهرش يكى خرّم بهار اى كه ديدستى شگفتىها ، ببين در كار من * تا شگفتىها فزون بينى ميان ما و يار سرو را جا در كنار جويبار و سرو من * تا كنارم جويبار آرد ز من جويد كنار

فريب ( شاعر ) اصفهانى

از متأخّرين " مجمع الفصحاء " . اسمش عبد الغفّار . فرزند فتحعلى خوشنويس ، شغلش طبابت بوده ولى در اكثر علوم مهارت داشته و در معقول و منقول معروف بوده ، در علوم ادبيّه شهرتى دارد ، در مرض و با ، رساله‌اى نوشته جامع معالجات ايرانى و فرنگى ، و منظومه‌اى در تشريح به فارسى دارد و به طرز متقدّمين سخن‌سرايى مىكند . به سبب خطّ نستعليق خوشى كه داشته ابتدا " خطّاط " تخلّص كرده ، بعد تغيير تخلّص داده " فريب " نموده . « * » از اوست :
مبين به زاهد شهر و به شهره عاريتش * كه غير حيله و سالوس نيست در نيتش رطب مخواه از آن خاربن كه يك‌عمرى * به شوره‌زار شآمت كنند تربيتش
و نيز :
يك‌چند شدم در حرم و دير و كليسا * شايد كه كشد بخت سوى دوست عنانم
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 2 ، ص 820 .