تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
از سر نتواندش گذشتن * خود گر همه يك كف زمين است بنگر كه چگونه از پى غصب * گويد كه صلاح دين در اين است دينش همهء زمان گرفته * كس نيست كه پرسد اين چه دين است باللّه برون روم من از دين * گر معنى دين‌پرستى اين است اى معدن عدل و منبع داد * از دست امام‌جمعه فرياد با اين‌همه شور و شين غوغا * چم‌طاق نمىدهم به آقا اى شحنهء قهرمان آفاق * عدل تو و ظلم و زهر ترياق احوال امام‌جمعه بشنو * بيتى دوسه بىدروغ اغراق آقا جامع به ملك مردم * آقا عالم به علم شلتاق در علم و حديث نيز بد نيست * اما همگى حديث چم‌طاق آقا پى لفظ جور معنى * آقا پى لفظ غصب مصداق آقا پى ملك و مال تازد * ز انسان كه پى چپاول ايماق شوق كره زمين از آن سر * بيرون نرود مگر به تخماق اى معدن عدل و منبع داد * از دست امام‌جمعه فرياد با اين‌همه شور و شين غوغا * چم‌طاق نمىدهم به آقا اى مظهر شاهى الهى * در حكم تو ماه تا به ماهى هم محور آسمان دانش * هم ساحل كشتى تباهى شاهان به غلاميت مفاخر * گردون به اطاعتت مباهى مأمور به امر تو اوامر * متروك ز نهى تو نواهى