از سر نتواندش گذشتن * خود گر همه يك كف زمين است
بنگر كه چگونه از پى غصب * گويد كه صلاح دين در اين است
دينش همهء زمان گرفته * كس نيست كه پرسد اين چه دين است
باللّه برون روم من از دين * گر معنى دينپرستى اين است
اى معدن عدل و منبع داد * از دست امامجمعه فرياد
با اينهمه شور و شين غوغا * چمطاق نمىدهم به آقا
اى شحنهء قهرمان آفاق * عدل تو و ظلم و زهر ترياق
احوال امامجمعه بشنو * بيتى دوسه بىدروغ اغراق
آقا جامع به ملك مردم * آقا عالم به علم شلتاق
در علم و حديث نيز بد نيست * اما همگى حديث چمطاق
آقا پى لفظ جور معنى * آقا پى لفظ غصب مصداق
آقا پى ملك و مال تازد * ز انسان كه پى چپاول ايماق
شوق كره زمين از آن سر * بيرون نرود مگر به تخماق
اى معدن عدل و منبع داد * از دست امامجمعه فرياد
با اينهمه شور و شين غوغا * چمطاق نمىدهم به آقا
اى مظهر شاهى الهى * در حكم تو ماه تا به ماهى
هم محور آسمان دانش * هم ساحل كشتى تباهى
شاهان به غلاميت مفاخر * گردون به اطاعتت مباهى
مأمور به امر تو اوامر * متروك ز نهى تو نواهى
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 412
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤١٢