بر سر تربت فروغى دوش * ناله مىكرد غم ز تنهايى
پدر او منجّمباشى فتحعلى شاه و بعد از او برادرش به منصب منجّمباشىگرى رسيده بود . وقتى معتمد الدوله حاكم اصفهان به سمت اهواز حركت كرد به جهت سركوبى اشرار ، اين اشعار را گفته :
و گر ز ملك صفاهان به خطهء اهواز * هماى دولت و اقبال مىكند پرواز
ز آسمان گذرى چون به آستانش رسى . . . « * » * ولى پيش آيدت آواز
ميرزا محمّد على خان فروغى
فرزند ميرزا محمّد حسين . فروغى تخلّص . اصلا اصفهانى . در زمان پدر كه شغل مهمّى نداشته هميشه به تحصيل علوم جديده خاصّه تاريخ و جغرافيا و نشر علوم وقت مىگذرانيده ، چنانچه در اوايل مشروطيت رياست مدرسهء سياسى را عهدهدار بود .
پس از آن به مناسبت لياقت ذاتى و تحصيلات و كوششى كه داشت به مقامات عاليه نايل گرديد ، مانند سفارت دربار دول معظمه اروپ و پستهاى مختلف وزارت ، تا در عصر پهلوى مقام رياست وزرا را حايز گرديد . تأليفات مفيدى از او در بين هست اخلاقى و علمى و غيره ، مانند : كلبهء هندى « * * » و فيزيك و غيره و غيره و علاوه بر شهرتى كه به سبب تصدّى امور معظّمهء دولت پيدا كرده به سبب همين تأليفات كه غالب محصّلين جديد از او منتفع مىگردند ، در نزد متجدّدين مقبوليّتى حاصل نمود ، مخصوصا طرز قلم و سبك نوشتهجات او كه
هامش
( * ) در اصل جاافتادگى دارد .
( * * ) ذكر اين نكته بسيار ضرورى مىنمايد كه مرحوم جناب در انتساب " كلبه هندى " به محمّد على فروغى دچار سهو و اشتباه گرديده ، چرا كه ترجمهء اين كتاب چنانكه در ذيل عنوان محمّد حسين ذكا الملك فروغى قيد شده ، منتسب به پدر ايشان است .