تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
طپش دل مگر اظهار كند حال مرا * ور نه كس نيست كه گويد به تو احوال مرا
ايضا :
افسرده‌دلى گشته ز بس عام ، در اين شهر * ديوانه به راهى رود و طفل ، به راهى

غيرت

اسمش ميرزا جعفر . از سادات محترم اصفهان و به تحصيل كمالات دينى مشغول مىبوده . شعر هم مىگفته وفاتش هزار و دويست و ده [ « * » بوده است ] .
افسوس كه تا بوى گلى بود به گلشن * صياد نياويخت ز گلبن ، قفس ما
ايضا :
غمگين ز گردش فلك پرده‌در نيم * جور بتان پرده‌نشين مىكشد مرا
ايضا :
من در قفس ز شوق اسيرى ، ترانه‌سنج * صيّاد در گمان كه گلستانم آرزوست

مولى محمّد فاضل سراب

فرزند عبد الفتّاح تنكابنى از شاگردان فاضل ملّا محمّد باقر سبزوارى است . در علم اصول و كلام و فقه با مهارت و در علم مناظره دستى داشته . در هريك رسائل متعدّده تأليف كرده . جمعى از علما از او روايت دارند از جملهء آن‌ها فرزندان او مولى محمّد صادق و مولى محمّد رضا مىباشند . احفاد او در اصفهان از زمان قبل داراى امامت مسجد شيره‌پزها هستند كه
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ج 2 ، ب 2 ، ص 776 .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 402 | مير سيد على جناب