على فرنگى
اسمش محمّد على بيك فرزند ابدال بيك نقّاشباشى . فرزند على قلى بيك فرنگى كه در زمان صفويه مسلمان شده و در فنّ نقّاشى مهارت داشته و به خدمات سلطانى مشغول بوده [ است ] .
على فرنگى در اصفهان تربيت شده ، در عهد شاهطهماسب ثانى و نادر شاه ، نقّاشباشى بوده . آخر الامر ضعف باصره [ به ] هم رسانيده و در سنهء صد و شصت و هفت وفات نموده [ است ] .
در فنّ تصوير فريد دهر خود بوده . كمالات ديگرى هم داشته ، از آن جمله شعر را خوب درك مىكرده و چون تخلّصى نداشته ، به اسم نوشته شد . از اوست :
دو چشمم كه دردش به جان چينه « * » داد * گر او را نبيند ، كرا بيندا
دلم كو ، سرم كو ارم خواندا * گر آنجا نماند ، كجا ماندا ؟
* * *
غمى كز مژه خون گشايد مرا * گر او را خوشآيد ، خوش آيد مرا
عمان ميرزا نور اللّه
از اهل سامان چهارمحال است . شخص موقّرى بوده . در طريقت نزد آمير محمّد هادى پاى قلعه سر ارادت سپرده . پدر او ميرزا عبد الوهاب " ذرّه " و عموى او متخلّص به " دريا " و جدّ او " قطره " تخلّص داشته از شعراى معروف
هامش
( * ) چينه يعنى دانه . ( مؤلف )