نظر ، مقدم بر مطالب ساير فرق اسلاميّه مىيابد .
رياست علميّه بغداد در زمان داود منحصر به او بود ، به اندازهاى جمعيّت در محضر درس او مىشد كه چهارصد نفر صاحبان طيلسان سبز در آنها بود .
از معاريف علما ، ابراهيم بن محمّد مشهور به نقطويه فقيه تابع مذهب داود بوده است با جمعى ديگر از علما كه همه آنها را ظاهريه گويند .
از ابا عبد اللّه محاملى حكايت شده كه گفت نماز عيد فطر را در مسجد مدينه گذاردم و قصد زيارت داود ظاهرى را نمودم كه در آنوقت مدينه بوده ، درب خانه او رفتم و در را كوبيدم . اجازه ورود داد ، هنگام ورود نزد او طبقى را ديدم كه رويش برگ كاسنى ريخته بود و قدرى سبوس كه با عصاره آميخته بود و داود تناول مىكرد ، من از حالت او تعجّب نمودم كه همه دنيا كه ما در او زندگانى مىكنيم نزد او وقعى نداشت . از منزل داود بيرون آمدم و رفتم به منزل يكى از متموّلين معروف به جرجانى . خبر آمدن مرا چون جرجانى شنيد سر و پاى برهنه به استقبال من دويد و گفت چه امر مهمى قاضى را پيشآمده است ، به او گفتم داود ظاهرى در همسايگى خانه تو است و مقامات علميّه او را تو مىدانى و اهل احسان هستى چگونه غفلت از او نمودهاى ؟ و از برايش حكايت خوراك داود را نقل نمودم .
در جواب گفت داود را يك مناعت اخلاقى است و قاضى را از او مطّلع مىسازم : شب گذشته هزار درهم با غلام خود جهت او فرستادم كه خدمت او را نمايد ، داود دراهم را با غلام رد كرده ، پيغام داده بود كه با كدام چشم به من نگاه كردى و كدام حاجتى از من به تو اظهار شد كه اين دراهم و غلام را فرستادى .
محاملى گفت تعجّب كردم و دراهم را از او گرفتم با يك كيسه علاوه كه هزار درهم ديگر بود .
جرجانى گفت يك كيسه از براى خود من است و يك كيسه از براى
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٣٨٠