ميرزا زين العابدين طبيب
از سادات و اعيان ، و در حسن طبابت مشهور ، و نيكويى اخلاقش معروف . از متأخرين " مجمع الفصحاء " . از اوست « * » :
نه چنان بىتو به اين سوخته جان مىگذرد * كه توان گفت چنين يا كه چنان مىگذرد
و نيز :
به غير از عهد بندد غم نباشد * كه دانم عهد او محكم نباشد
ميرزا عبد الباقى طبيب اصفهانى
ديگر شاگرد ملّا عبد الجواد خراسانى . در محلهء احمدآباد با يكعمر طويل قريب صد تدريس و طبابت كرد ، در اين ايّام وفات نمود .
ميرزا عبد الباقى طبيب ( شاعر كلانتر )
فرزند ميرزا رحيم ، حكيمباشى شاه سلطان حسين . « * * » ميرزا عبد الباقى در دربار نادر شاه افشار داراى منصب حكيمباشىگرى و محترم بود . بعد از نادر در اصفهان كلانترى يافته تا برحسب ميل خود آن منصب را به برادر كوچك خود ميرزا عبد الوهاب واگذارده فراغت را اختيار كرد .
ميرزا عبد الباقى در متأخرين مجمع الفصحاء 142 نوشته شده كه داراى ديوانى مشتمل بر دوسه هزار بيت [ بوده است ] از اوست :
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 2 ، ص 721 .
( * * ) در مجمع الفصحاء نام وى ميرزا محمد رحيم ، حكيمباشى شاه سليمان ضبط گرديده است . ر . ك : همان ص 721