جز دام تو جاى ديگرم نيست * حاجت به شكستن پرم نيست
ايضا :
شدم افسوس ز ناديدن روى چو مهت * به رهت خاك و بر آن خاك نيفتاد رهت
حاجى ميرزا كاظم طاوس
از اهل اصفهان ، نظر به پاكيزگى كه در جوانى داشته محمّد شاه ثانى او را ملقّب به طاوس العرفاء نمود . جماعتى از نعمتاللهيّه به سبب ايشان در سلك فقر درآمدند و در سنهء هزار و دويست و نود و سه وفات كرد . مرشد حاجى سلطان على گونابادى است . اصل او از خانوادهء شيخ زين الدّين كه نسبت حاج محمّد حسين حسين على شاه هم به اوست ، و طايفهاى به اسم زين الدّين حاليّه در اصفهان از اعقاب او مىباشد . در بدايت امر مشغول تجارت بوده ، برحسب اتّفاق مايل به معاشرت اهل عرفان گرديد . بعد از آنكه جماعتى را ملاقات كرده به صحبت مست على شاه ميرزا زين العابدين حاجى شيروانى صاحب " بستان السياحه " رسيده توبه و تلقين يافت ، در سفر ملازم او بود . بعد از شيروانى ، به رحمت على شاه پيوست و تكميل شد .
در اواخر شوال 1271 اجازهء تلقين ذكر و اوراد از طرف رحمت على شاه به او داده شد در هفتاد و شش ، لقب سعادت على و اجازهء تعليم ذكر قلبى دريافت نمود . در سال هزار و دويست و هشتاد و چند به سبب ناملايماتى كه از اهالى اصفهان به او مىرسيد ، نتوانست ديگر در اينجا زيست كند و به طهران مهاجرت نمود و در آنجا متوطّن شد .
سعادت على شاه تحصيل علم هيچ ننموده و امّى بوده ، ولى در تحقيق معارف مسلّم معاصرين خود شده . در سال 1293 پس از آنكه به مكّه و عتبات