تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
شعر و عروض ، به‌طورى كه بعضى از مورخين او را . . . « * » زمان و فقيه اصحاب نوشتند ، به عراق رفته در بصره سال‌ها ، تدريس نمود . تا اينكه اهل اصفهان او را دعوت نمودند و آمد به اصفهان ، چندين سال ديگر توقّف نمود . پس از وفات ابو الطيّب - عمّ او - در نيشابور ، مخفيانه از اصفهان به نيشابور رفت ، سنهء سيصد و سى و هفت . در نيشابور همهء طبقات از موافق و مخالف ، اقرار به فضل و تقدّم او نمودند . صاحب بن عبّاد مىگفته كه نه ما مثل صعلوكى مىبينيم و نه او كسى را مثل خود مىبيند . بعضى ديگر گفته‌اند هيچ‌كس را توانايى رسيدن به مقام صعلوكى نيست . بااين‌كه ولادتش در دويست و نود و شش بوده ، در سنهء سيصد و پنج استماع حديث كرده و [ در سنهء ] سيصد و سيزده به مجلس ابى على ثقفى جهت تفقه حاضر شده . وفات او در سيصد و شصت و نه [ است ] .

صفا

اسمش ميرزا عبد الواسع ، اصلش از سادات طباطبايى زواره ، فرزند وفا . اين خانواده به حسن سخن معروفند . در مدح معتمد الدوله گفته :
اى بلند اختر كه بيند رايت اندر خشت خام * آنچه ديدندى جم و اسكندر از مرآت و جام بهره‌ياب از ذات پاكت چند چيز از چند چيز * بذل از انجاد ، فضل از رونق و ملك از قوام
هامش
( * ) در اصل ناخوانا