از اين جمله مستفاد مىشود كه چون مولى ميرزا مدّتى از كار بر كنار بوده ، قبل از وفاتش شاه سليمان به مدّت چند ماه رياست را محوّل به ملّا محمّد باقر مجلسى ساخته . صاحب رياض العلماء تعبير از او را به استادنا العلّامة مىكرده .
داماد مجلسى اول است .
صائب تبريزى ( ميرزا محمّد على )
اجداد او از اهل تبريز بودهاند . به حكم شاهعبّاس اول ، در محلهء عبّاسآباد اصفهان متوطّن شدند . ديوان شعر او قريب صد هزار بيت است و در آنجا به تذهيب مىپرداخت . از گويندگان معتبر شعر دوره صفوى بوده . در سخنسرايى طرزى خاص داشته است . اسمش ميرزا محمّد على ، در عبّاسآباد اصفهان تولّد يافت . « * » پس از تكميل تحصيلات به مسافرت پرداخت و به دهلى و هند سفر كرد . در خدمت نجباى هند منزلت يافت ، پس از چندى توقّف در هند به ايران بازگشت . صائب در اصفهان نزد شاهعبّاس ثانى آمد . ولى نزد شاه سليمان جانشين آن ، منزلت سابق را نديد . وفاتش در سنهء 1088 [ بوده است ] . از اوست :
ايمنى جستم ز ويرانى ندانستم كه چرخ * گنج خواهد خواست جاى تاج از ملك خراب
و نيز :
چون صبح فيض صحبت روشندلان دمى است * اما دمى كه باعث احياى عالمى است
در هيچ پرده نيست نباشد نواى تو * عالم پر است از تو و خالى است جاى تو
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 44 .