تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
مشرف شدم به نماز او با جميع طلبه و بسيار از مردم كه قريب پنجاه هزار بودند . معروف است درويشى كه منكر مبدا و معاد بود ، وقتى كنار زاينده‌رود منزل كرده بود . شيخ او را ملاقات و صحبت مىكند ، درويش در اثناى صحبت خرقه خود را دور مىكند و بدنى خيلى لاغر نشان مىدهد و مىگويد ، من همه چيز را غير از مرگ منكر هستم و با اين حالت شما مىگوييد همه را معتقد هستيد و آن است حالتان ، مستفاد مىشود كه همين بوده است . 128 اولاد و احفاد او در گلپايگان و اصفهان جماعتى هستند كه خود را منسوب به او مىدارند از آن جمله گلشن شاعر گلپايگانى و حاجى ملّا على گلپايگانى از علما و شعرا . آنجا مىباشند ، در اصفهان طايفه‌اى به اسم شيخ‌ها مىباشند كه منسوب به شيخ بهايى هستند و در محلهء يزدآباد سكونت دارند غير از طايفهء شيخ‌هاى بيدآباد كه منسوب به شيخ زاهد گيلانى مىباشند [ هستند ] .

شيخ حسن بن زين الدّين

از احفاد شهيد ثانى از علماى معروف اصفهان بوده است ، در قرن يازدهم هجرى نزد عموى خود شيخ على شهيدى تحصيل نموده [ است ] .

شيخ زاهد گيلانى ثانى

اصل او به شيخ زاهد گيلانى اول رئيس و بزرگ سلسلهء صفويه منتهى مىگردد ، اين شيخ در بدايت حال شاگرد آخوند ملا على نورى بوده بعد از تكميل حكمت به تهذيب اخلاق مىپردازد ، بالاخره در سلك مريدان حسن على شاه به فقر مىرسد ، و بعد از چند سال به سمت خلافت از طرف حسين على شاه منصوب مىشود و مأمور هدايت خلق مىگردد . سلسلهء مشايخ بيدآباد از اولاد شيخ زاهد گيلانى و قاضى اصفهان هميشه