تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
از اين سلسله بوده است . 129 در كاظمين سنهء 1222 وفات نمود ، گاهى شعر هم مىگفته . از اوست :
عمرى به در مدرسه‌ها بنشستيم * با اهل ريا و كبر و كين پيوستيم از يك نظر عاشق رندى آخر * هم از خود و هم ز غير خود وارستيم

آمحمّد على شيدا

از شعراى نامى اصفهان زمان آقا محمّد خان قاجار بوده كه در منتظم ناصرى او را اسم برده ، وفات او سنهء هزار و دويست و چهارده [ بوده است ] . از كثرت استعمال افيون اغلب در نعاس بود و به همين سبب از مجالس بزرگان محروم شد . 130 در اواخر [ عمر ] ميرزا حسين وزير فراهانى به او انعام و اكرام زيادى نموده . از اوست :
از تو مهجورم و در عالم انديشه ، دلم * هر نفس با تو سؤالى و جوابى دارد غير را سر چو به زانوى تفكّر نگرم * سوزم از غم كه مبادا به خيال تو بود

ميرزا حيدر على شيروانى

فرزند ملا ميرزا شيروانى و نوادهء مجلسى اوّل ، به نجف رفته است و در آنجا مريدان داشته كه آن‌ها را حيدرى مىگفته‌اند . ضديّت بسيار به اهل سنّت داشته كه آن‌ها را به منزل خود دعوت مىكرده است به مهمانى ، و شب آن‌ها را با دست لرزان از پيرى با . . . « * » هلاك مىكرده است . مريدانش روزه مىگرفته‌اند و جهت افطار به حلال از دكّان و خانه اهل سنّت دزدى مىكرده‌اند و به آن افطار مىكرده‌اند .
هامش
( * ) نتوانستم بخوانم احتمالا بايد نيزه باشد .